![]() |
!!!!!! به ديوونه خونه عشاق خوش اومديد
!!!!!!
|
![]() |
|
مملی جونمونم که قربونش برم حالا به من گفته چیزی نگم ،
تو رو خدا باور میکنین بعد اینهمه سال که این دیوونه خونه رو داریم بیشتر من آپ میکنم؟ بعد به ممد میگم : ممد تو که نیستی ، چی میشه این پیج و به من واگذار کنی؟ آخه مگه حق با من نیست بچه ها؟ نه از خودش خبریه به من رأی بدین من میخوام بشم رئیس تو رو خدا تو رو خدا اگه نظرتونو برا من نذارین که من رئیس نشم کشتمتون حالا حتماً خیلی دوزت دارین بدونین منو ممد چطوری و از کجا و الان چند سال میشه که همو میشناسیم ... باشه بهتون میگم از خدامه با یکی حرف دلمو ذزنم آخه منم دیوونم منو ممد سال ۲۰۰۳ با هم آشنا شدیم ، من داشتم خوذکشی میکردم که ممد دستمو آره خلاصه بهم گفت نـ....ر تو که خلی ، دیوونه ای ، اینا ... من یه خونه میخوام بسازم البته اولا خونه نبودا تیمارستان بود حالا بگذریم موضوع اصلی که میخواستم بگم چی بود؟ .... ///// .... //// .... //// هااااا به من رأی بدین دیوونه ها ، من همه شما رو به درجه میرسونم مث Yahoo! 360° که قبلاً یاهویی بیش نبود ولی الان ۳۶۰ تا درجه داره بدجوری به خودش میباله بشه دیجه بلین لونه هاتون بای تا های دیگری که نمیدونم چند ۱۰۰ سال دیگه خواهام اومد تا این پیج رو آپ کنم به من رأی بدین این پیج هر روز آپ خواهد شد |
|
Band 0098 - Boro Halesho Bebar Ali Pishtaz Ft. Kasra & Hani & Mani – Titish Mamani Amir Tataloo Ft. Amir Rezaya & Armin 2@FM & Ardalan Tomeh - Hal Giri Arash Ft. Hamid Manfi Ft. Arash Majhool - All Dise |
|
آهنگ فوق الاده زيباي گروه 0098 و بابك تسليمي به نام :
تريپت منو كشته
يه دفه ميري و ديگه نمياي
اين تريپت منو كشته
يه موقع نگي دل ما كجاس
اين تريپت منو كشته |
|
یک روز عشق ، دیوونگی و فضولی قایم باشک بازی میکردن عشق پشت بوته ی گل سرخ قایم میشه فضولی جای عشقو به دیوونگی نشون میده دیوونگی یک شاخه فرو میکنه تو بوته ی گل سرخ و از آن روز به بعد دیوونگی میشه عصای دست عشق |
|
اصلاً تعطیل بی تعطیل خوب شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیشه دیگه یه آدم معتاد به اینترنت نمی تونه ترک کنه
|
|
61 روز دیگر دیوانه روانی به دنیای اینترنت خواهد برگشت تا آن روز فعلاً بای نت ، چت ، ایمیل ، یاهو ، یاهو 360
و دیوونه خونه ممل دیوونه تاریخ امروز : 07/02/1386
|
|
با سلام و خسته نباشید به حضار محترم در داخل سالن
چه خطر؟ حالا من اومدم ولی نیومدم زر بزنم اومدم نصیحتتون کنم که به خونه ی دوم من سر بزنید و در نظر سنجی من شرکت کنید میخوام ببینم کیا تا بحال اومدن از کنارش رد شدن یه دیدی به داخلش زدن یه دری بزنین یه نظر بدین اونجا هم مثل اینجا یه جای دنج و ساکت ولی پر از دیوونس این آدرس: آدرس وبلاگ 360 دیوانه روانی یا بطور کامل : اینم از عکس دیوانه روانی: |
|
وقتی فهمید میخوامش خندید و رفت
|
|
خدایا بالاخره این دیوونه ای مثل خودم از دیوونه خونه مرخص شد
آخیییییییییییییییییییییییش نمیدونین چقدر منو اذیت میکرد اه اه یه بارم نشد منو با این اشتباه نگیرن آخه من چیم شبیه اینه آخه من به این باحالی ، اوووووووووووووووووووووووه خلاصه میخوام بگم که |
|
جوجه خروس داشت زير درخت،خاك و خل ها را نوك مي زد يك مرتبه سيب سرخي از لابه لاي يكي از شاخه ها،روي سرش افتاد جوجه خروس گفت " آخ " سيب سرخ خودش را كمي آن طرف تر قل داد و معذرت خواست جوجه خروس دويد طرفش و داد زد چي چي رو ببخشيد!؟ اصلاً تو واسه چي از اون بالا افتادي رو سر من، ها سيب سرخ من من كرد و گفت " فكر مي كنم ... فكر مي كنم به خاطر اينكه رسيده بودم " جوجه خروس با پنجه هايش خاك زير پايش را خنج كشيد و گفت " ببينم، مگه آدم وقتي مي رسه، بايد بيفته؟ " سيب سرخ لبخندي زد و گفت همه كه نه. ولي فكر مي كنم فقط سيب ها و آدم ها وقتي مي رسن، مي افتن جوجه خروس كه از حرف سيب سرخ سر در نمي آورد چون دوست داشت الكي به چيزي گير بدهد چشم هاي گردش را گردتر كرد بعد چند دور ، دور سيب سرخ چرخيد و گفت " اصلاً ببينم، تو واسه چي اينقدر سرخي، ها!؟ " سيب سرخ نگاهي به خودش انداخت و گفت " واسه چي نداره، چون من يه سيب سرخم ديگه " جوجه خروس صداي عجيبي از خودش درآورد و گفت ببينم، نكنه تب داشته باشي؟ آره، مطمئنم! لپ هايت واسه اينه كه گل انداخته سيب سرخ سرش را تكان داد و گفت " نه، خيلي هم حالم خوبه " جوجه خروس دوباره نگاه نگاهش كرد و گفت " پس حتماً خودت رو آرايش كردي!؟ " سيب سرخ دست كشيد به لپ هايش خنديد و گفت: " نه " جوجه خروس كه حرصش درآمده بود گفت " آهان! تو از من خجالت مي كشي، فهميدم " سيب سرخ با تعجب گفت " چي!؟ " جوجه خروس پيروزمندانه سينه اش را جلو داد و گفت آره، خودشه! حدسم درست بود. تو منو ديدي، ازم خوشت اومده، بعدش خجالت مي كشي و سرخ شدي سيب سرخ باز هم گفت " نه " هي جوجه خروس گفت آري ، هي سيب سرخ گفت نه . تا اينكه جوجه خروس ار كوره در رفت و گفت "... يا مي گي آره يا اينكه " و آن قدر سيب سرخ را نوك زد تا " بله " را از او بشنود |
|
!!! خودتون یه جوری بخونینش دیگه
!!!
|
|
"خانم!..." "بفرمائيد..." "ببخشيد ... شما اين كتاب را در كتابخانه جا گذاشتيد. ( يعني ... يعني منم به كتابخانه ميرم. )" "اوه خيلي ... ممنون ..." "كتاب خيلي سنگيني است: روح فلسفه در قرون وسطي ... ديدم كه هميشه از اين جور كتابا مي خونيد. ( يعني من هم واردم ... در ضمن تو مورد توجه مني. )" "شما از كجا مي دونيد؟ ... ( يعني مرا ديد ميزني؟ )" "من زود توجه ام به كساني كه فلسفه مي خوانند جلب مي شود ... آخه در شهر ما از اين كتابا گير نمياد ... ( از تو خوشم مياد ... در ضمن از شهرستان اومدم ... دلت برام نمي سوزه؟ )" "عجب! ... پس حالا بايد خيلي خوشحال باشيد. ( پس تو هم از شهرستاني هاي تازه به دوران رسيده اي. )" "معلوم است ... من هيچ دختري را نمي شناسم كه اهل فلسفه باشد. ( يعني تو براي كتاب و امكانات گفتي ولي من از ديدن خودت خوشحالم ... يكي به نفع من! )" "واقعاً ... ولي من برعكس شما خيلي مي شناسم ... با اجازه ... ( خودت را جمع كن ... رويت را هم زياد نكن )" "اوه ... البته ... ولي ببخشيد ... شما كتاباي ديگر اين نويسنده را داريد؟ ( مي شود يكبار ديگر همديگر را ببينيم؟ )" "كتابخانه همه ئ كتابهايش را دارد. ( خر خودتي )" "مي دانم ... ولي گويا كتاب حكمت مشاء را داده اند به كسي كه پس نياورده. ( فكر مي كني به اين سادگي ول مي كنم؟ )" "خب ... مثل اينكه خيلي علاقه منديد ... برايتان مي آورم. ( تسليم ... من هم از تو بدم نمياد. )" "فردا ... همين جا ... همين ساعت ... ( ديدي ... من بردم ... پس من تعيين مي كنم. )" "فردا نه ... فردا خيلي كار دارم ... پس فردا ( كور خواندي ... من تعيين مي كنم ... در ضمن حواست باشد من وقتي ندارم با تو تلف كنم. )" "ممنون ... ببخشيد زحمت دادم ... ( باشه ... اصل دوباره ديدن است ... هوراااااا! )" "خواهش مي كنم ... بازهم متشكر از كتاب ( خيلي هم ازت بدم نيومد. ) |
|
!!! خداحافظ دیوانه روانی ....
!!!
|
|
با سلام : اینجانب دیوانه روانی به کارش در این دیوونه خونه پایان میدهد و درخواست استعفا را از جناب آقای مملی دیوونه دارد . لطفاً رأی خود را بدهید تا من بتوانم از اینجا خارج شوم ، در غیر این صورت خودتان میدانید که ممد درهارا باز نمی کند برای خارج شدن من از اینجا . با تشکر دیوانه روانی |
|
Sare jalaseye khastegari bad az nim sa@ sokoot : ( Madare Damad ) : bebakhshid kebrit darid pesaram mikhad sigar bekeshe . -EEE , pas damad sigari ham hast . ( Damad ) : sigari ke naaa vali bad az mashroob michasbe . ( Mamanesh ) : na akhe ghomar bazi karde bood baad ye kam behesh mashroob dadim khoob beshe . -EEEEE , pas ghomar baz ham hast . ( Mamanesh ) : na akhe doostash too zendan yadesh dadand . -EEEEE pas zendanham rafte ? ( Mamanesh ) : na akhe motad bood chand rooz gerefte boodandesh . -EEEEEEEE motad bood ????? ( Mamanesh ) : na akhe zanesh alaki rafte bood losh dade bood . -ZANESHHHH خیلی مسخره بود میدونم |
|
!!! سلام :
!!!
|
|
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت ۵ ساله اميدوارم صميمانه بوسه امشب با تمام غمهايم كنار مهياگاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مينويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند ، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لا به لاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم . بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم بيا تا پيچ هاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ببك مرهم بگذاريم بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را آباد كنيم . |
|
!!! امضاء
!!!
|
|
سلام ديوونه ها شما ها كه هيچي نمي نويسين پس من بدبخت چرا ننويسم؟
پس بي خيال بشين و برين كنار كه من امشب ميخوام براتون شعر بگم ميبخشيد شعر و ور بگم. خوب گوش و چشماي خوشگلتونو باز كنين .... خط خطي كه بارها اين ور، آن ور زده ايد. چيزي كه اسمش امضاست و قرار است هويت شما باشد آخرين باري كه امضا زده ايد كي، كجا و براي چه كاري بوده؟ اصلا فكر كرده ايد اين خط هاي معمولا كج و معوجي كه روي كاغذ مي زنيد، چقدر در زندگي تان مؤثر است؟ زدن يك امضا ممكن است معني اش استخدام يا اخراج شما از يك شركت، شروع يا پايان يك زندگي مشترك، بستن قراردادهاي چند ميليوني و هركار كوچك و بزرگ ديگري از تولد تا اوج زندگي و مرگ(!) باشد. انگار امضا جزئي از وجود و هويت شما شده. هر كاري كه مي كنيد، نخودي مجلس مي شود. فكرش را هم كه مي كنيد، كمتر يادتان مي آيد كه اين نقاشي منحصر به فرد، از كي با شما همراه شده، چرا اين شكلي است و منظورتان از آن چيست؟ يا اين كه چرا كارمند بانك، امضايتان را بيشتر از خودتان و هزار و يك قسم قبول دارد! امضا را جدي بگيريد. در زمانه اي كه رابطه حتي بيشتر از پول به كار مي آيد، گرفتن امضا از يك مديركل، يا فوتباليست و نويسندة مشهور ممكن است خيلي جاها كارتان را راه بيندازد. راستي، اولين باري كه خودتان يك امضاي جدي زديد و تا حالا پايش مانده ايد، كي بوده؟ حرف لاتين علاقه داريد، به همه چيز شك مي كنيد، مهربان ايد، قرار است روزي مديركل يا تاجر شويد، زندگي را سخت مي گيريد و... اگر دوست نداريد اين ويژگي ها را كسي بداند، از فالگيرها دوري كنيد و مهم تر از همه امضايتان را آن طور كه دوست داريد نزنيد. چون شخصيت شما را لو مي دهد. تحليل هاي روان شناس ها در مورد امضا زياد است، اما يكي از اين ده حالت، شايد در مورد شما باشد شانس با ما همراه بوده كه امضا، مثل خيلي چيزهاي مصرفي ديگر، خريدني نيست. زدني و كشيدني است. وگرنه همگي ـ غير از صنف توليد و توزيع امضا ـ ورشكست مي شديم. تقريبا هر آدم بالغي روزانه دو تا سه امضا مصرف دارد. فعاليت بيشتر و اعتبار بالاتر هم يعني مصرف بالاتر. اصلا اكثر اوقات براي آن كه ثابت كني خودت هستي يا در آن ماجرا مؤثري، بايد امضا بزني. براي هرگونه تعهد هم بايد امضاي تو پاي ورق باشد كه بعدا زيرش نزني. اين چند خط مبهم و نامفهوم بدجوري در زندگي ما رخنه كرده. درست از روزي كه به دنيا مي آييم تا اوج زندگي و ازدواج و حتي مردن. فكرش را كرده ايد تا حالا براي چه كارهايي امضا زده ايد؟ وقتي تصميم مي گيريد به دنيا بياييد اولين باري كه امضا براي شما مهم مي شود، زماني است كه عوامل بيمارستان براي به دنيا آوردن شما علاوه بر پول هنگفت، كلي امضا از پدرتان اخذ مي كنند. وقتي قرار است اسم داشته باشيد دومين امضاهاي مهم زندگي شما، همان روزهاي اول در ادارة ثبت احوال زده مي شود. چند امضا از طرف پدر و چند امضا هم از طرف ادارة ثبتي ها لازم است تا به شما شناسنامه بدهند و برويد توي ليست ايراني ها. وقتي به مدرسه مي رويد بزرگ شده ايد. سيب زميني را درست تلفظ مي كنيد. وقت مدرسه رفتن است. مادر دستتان را مي گيرد و به مدرسه مي برد و جلوي چشم شما كلي برگه را پر و امضا مي كند. از آن به بعد، هر وقت اسمتان در ليست بدها باشد، دعوا كنيد يا بخواهيد اردو برويد و... امضاي ولي تان را از شما خواهند خواست. اين قلم امضا، از آن هايي است كه بچه هاي شيطان، زياد جعل اش مي كنند. وقتي دانشگاه يا سربازي مي رويد ديگر بزرگ شده ايد. بچه بازي را كنار بگذاريد. خودتان باشيد. هي امضايتان را عوض نكنيد. من بعد، بايد اوراقي را امضا كنيد كه يك طرف دعوايش شخص شماييد. بعدا هم بايد عين همان امضا را بزنيد. پس سعي نكنيد بيخودي تمرين امضا كنيد. وقتي بانك يا اداره مي رويد اين جاها از شما كلي امضا مي خواهند. از لحاظ اداري، امضا ممكن است از خود شما مهم تر باشد. به يك كارمند بانك حق بدهيد كه شما را نشناسد، اما امضايتان را با نگاهي به فايل حساب جاريتان بشناسد و بعد تحويلتان بگيرد. وقتي معروف مي شويد داشتن امضاي يك آدم مهم و معروف، بهترين راه اثبات نزديكي به اوست. كاري كه حتي عكس هم نمي تواند انجام دهد. فكرش را بكنيد معروف شده ايد. آخر برنامه يا مسابقه يا حتي وسط خيابان، يك يا چند قلم و كاغذ يك دفعه جلويتان سبز مي شود و صاحب دستي كه آن ها را جلوي شما گرفته، فقط تقاضاي يك امضا مي كند. روزهاي اول ممكن است از اين مسأله كيف كنيد، اما بعدا كم كم كلافه مي شويد. با اين وجود، جنبه داشته باشيد و كسي را ناراحت نكنيد. وقتي ازدواج مي كنيد اين يكي به هفت خوان مي ماند و خيلي معروف است. يك دفترچه جلويتان مي گذارند كه امضا كردنش تمامي ندارد. به ويژه كه آن زمان گاهي حداقل بيست سي نفر دارند دو چشمي تازه داماد و تازه عروس را نظاره مي كنند. يك تنه و در چنين شرايطي اگر داماد باشيد بايد نوزده و اگر عروس، هيجده امضا بزنيد. اين كه با اين امضاها چه تعهداتي مي دهيد، تنها چيزي است كه آن زمان به فكرتان نمي آيد. وقتي قرار است پدر يا مادر شويد آدم وقتي خربزه مي خورد، بايد پايش هم بايستد. حالا مدتي از روزهاي شيرين ابتداي زندگي مشترك گذشته و خانواده دارد سه نفره مي شود. بيست و چند سال پيش يادتان هست كه بابا براي به دنيا آمدن شما كلي فرم بيمارستان را امضا مي كرد و پول مي داد؟ حالا نوبت خودتان است كه همان كارها را تكرار كنيد. چيزي كه عوض دارد، گله ندارد. وقتي بستري مي شويد به آخر خط نزديك شده ايد. مي خواهند شما را به اتاق عمل ارسال كنند. شايد برگرديد، شايد هم نه. به همين دليل، دكترها از شما و همراهان امضا مي خواهند. بايد رضايت نامه را امضا كنيد. شايد آخرين امضايتان باشد. پيش به سوي بهشت زهرا جسمتان آرام شده و روحتان آزاد. به ديار باقي شتافته ايد. ورثه بايد گواهي فوت را از بيمارستان تحويل بگيرند. براي اين كار، علاوه بر تسويه حساب مالي، بايد كلي امضا بزنند. دستتان از دنيا كوتاه شده و به ناچار، ديگران بايد از طرف و به جاي شما امضا بزنند. بعضي ها حزن آلودند، بعضي ها هم شايد مدت ها منتظر اين فرصت بوده اند برابراصل انگشت:همه چيز از سال 1884 ميلادي شروع شد. زماني كه سر فرانسيس گالتن دانشمند بريتانيايي ثابت كرد كه پيچ و خم هاي اثر انگشت هيچ دو انساني مثل هم نيست. با وجودي كه حتي يك جنين چهار ماهه هم اگر پايش مي افتاد اثر انگشت منحصر به خود را داشت، هيچ وقت جاي امضا را نگرفت. چون تشخيص تفاوت اثر انگشت دو نفر در شرايط عادي، آسان نبود. ضمن اين كه انگشت زدن، نشانة بي سوادي به حساب مي آمد. مُهر:وقتي آدم مهم مي شود، ديگر كلاسش برنمي دارد كه امضايش را هر جايي خرج كند. شايد هم وقت كم بياورد. اين مي شود كه براي خودش، مهري كه اسم و فاميل اش روي آن حك شده باشد، سفارش مي دهد. اگر اين آدم مهم تر باشد و به ويژه در اداره و شركت روزي دويست سيصد امضا از او بخواهند، ممكن است مهر امضا درست كند و بدهد دست مسؤول دفترش. دستگاه پانچ!:بهترين امضاي باطل شد پاره يا سوراخ كردن يك سند يا چك است. به اين دليل، كنار دستشان يكي از اين دستگاه ها گذاشته اند و چك هاي از رده خارج را به وسيلة آن مهر باطل شد مي زنند. البته گاهي وقت ها گوش چك هاي بينوا هم بدين منظور بريده مي شود. چيزي شبيه امضا امضاهاي صنفي اصلا فلسفة امضا زدن، ابراز وجود است. براي همين، آدم ها با توجه به شغلشان، امضاهاي غيرمتعارفي دارند. آرايشگرها: زماني كه جاي قيچي را روي سرتان باقي مي گذارند. روزنامه نگارها: وقتي اسمشان را بالاي مطلب مي نويسند. كارگردان ها: وقتي مثل آلفرد هيچكاك از جلوي دوربين با خونسردي رد مي شوند. راننده هاي اتوبوس: وقتي بي هوا ترمز مي كنند و نزديك به چهل پنجاه نفر را كله پا مي كنند. بچه ها: وقتي يكسره وق مي زنند و با دست هاي كثيفشان يا گلاب به رويتان... همه جا را امضا مي كنند. نگهبان هاي ورودي ادارات: وقتي مي پرسند: آقا كجا؟ هماهنگ شده؟ معلم ها: وقتي به هيچ كس نمرة 20 نمي دهند تا معلوم شود حالا خيلي مانده تا محصل ها به دانش آن ها برسند. سردبيرها: وقتي بدون دليل به متن هاي خبرنگارها دست مي زنند و يكي دو تغيير بي مورد مي دهند. افسر راهنمايي و رانندگي: وقتي نظم و زمان بندي سبز و قرمز شدن چراغ سر يك چهارراه شلوغ را به هم مي زند. شعرا: وقتي يك جايي از شعر يا آخر غزل شان از خودشان اسمي مي برند يا تعريفي مي كنند. |
|
با سلام خدمت دوستان عزيز اينم " پنجاه راه براي بازي كردن با اعصاب ديگران " اميدوارم خوشتون بياد و لذت ببريد .. ميدونم توضيح خاصي نداره ولي اگر تمايل به خوندن همه پنجاه روش رو ندارن حتماً قسمتهايي كه با " * " مشخص شده رو بخونين .. ولي لطف كنين فقط بخونين عمل نكنين .. با تشكر ديونه رواني .... برگشـــــــــــــــــــــــتم روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ( اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه ) سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن * وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين * وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسكناس هزاري پرداخت كنين * همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرهت پنجاه كيلومتر در ساعت حركت كنين وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب كانال رو عوض كنين * از بستني فروشي بخواين كه اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه در يك جمع سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين * موقع ناهار توي يك جمع جزئيات تهوع و گلاب به روتون استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين * بوتيك چي رو وادار كنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز كنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ كدوم جالب نيست و سريع خارج بشين شمع هاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين * اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته صابون رو هميشه كف وان حموم جا بذارين روي ماشينتون بوق هاي شيپوري نصب كنين وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده * وقتي كسي در جمعي جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين بادكنك هاي بچه هارو بتركونين * مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بهش بخندين * وقتي دوستتون موهاي سرش و كوتاه ميكنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مياد * بچه جيغ جيغوي خود را به سينما ببرين * كليد آپارتمان طبقه سيزدهمتون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ( اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره ) * ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين * توي كنسرت هاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين * هر جايي كه ميتونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ( توي دستكش دوستتون بهتره ) * حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قندون بذارين * نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين دوستتون كه پاش تو گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين عكسهاي عروسي دوستتون رو با دست هاي چرب تماشا كنين * پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 15 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 360 درجه در جهات مختلف بچرخونين * با يه پيتزافروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين موقع عكس رسمي انداختن براي هركس كه جلوتونه شاخ بذارين توي ظرف هاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندوق هاي دهان بسته بذارين * شونصد بار ده دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آب هاي جمع شده رد بشين توي جاي كارت دستگاه هاي عابر بانك چوب كبرين فرو كنين * جاي برچسب هاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين * يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين * توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هرچي شعر بلده بخونه * چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين * ورق هاي جزوه 360 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه برهم بزنين ، بعد بهش پس بدين
ديوووووووووووووووووووونه رواني برگشت |
|
!!!
صفحه نخست
!!! |
!!!
اين ديوونه خونه مخصوص ديوانه ها مي باشد و هيچ كس ديگر حق ورود به آن را ندارد البته اگر وارد شديد ديگه نميشه كاريش كرد بمونيد و از ديوونه ها لذت ببريد هدف ما جلب رضايت شماست راستي تجمع بيجا هم مانع كسب نيست (مدير ديوونه خونه ... ممل ديوونه ) |
|
!!!
عمه ملک
!!! |
|
!!!
اردیبهشت 1387
!!! |
|
!!!
دودره شده ها
!!! |
|
!!!
مملی ديوونه
!!! |
|
!!!
یه چند دقیقه آزادی
!!! |
|
!!! آوا !!! !!! نازلی !!! !!! مرد تنها !!! !!! لطفا بخند !!! !!! منگلستان !!! !!! دایی جواد !!! !!! شنگول ها !!! !!! محمد نونوا !!! !!! بغض گرفته !!! !!! حاجیه منیره !!! !!! دار المجانین !!! !!! پرنده دیوونه !!! !!! حرف دل من !!! !!! تولدی دوباره !!! !!! دیوونه روانی !!! !!! مهر و مهتاب !!! !!! دیوونه بمونید !!! !!! فراموش شدگان !!! !!! مرتیکه غار نشین !!! !!! هر کی نبینه خره !!!!!! برای رسیدن به تو !!! !!! حاج علی غار نشین !!! !!! شلغم فروش خندان !!! !!! پای عریان جوانک ها !!!!!! حتی اگر نا امید شدی !!! !!! چایی بخور غصه نخور !!! !!! آسمو پاسم ولی عاشقونه !!!
!!!!!!!!!! عشقولانه ها !!!!!!!!!!!!! آیناز تنها !!!!!! سنگ قبر آرزو !!!!!! سامان و مهسا !!!!!! عشق (آریا و ندا ) !!!!!! صداقت یک عشق !!!!!!!!!!!!! و غیره ها !!!!!!!!!! !!! من و تو !!!!!! جواد برفک !!!!!! عشق بالیوود !!!!!! دو خط موازی !!! !!! عکسهای زیبا !!! !!! کوچولوی شیطون !!!!!! باور کن قشنگه !!!!!! اینجا قانون نداره !!!
!!!!!!!!!! جدی ها !!!!!!!!!!!!! تنهایی !!!!!! ترنم خیال !!!!!! روزهایی که میگذرند !!!
!!!!!!!!!! شعر ها !!!!!!!!!!!!! نرگس !!!!!! غزل ماه !!!!!! نغمه درد !!!!!! خودمونی !!!!!! من و شعر !!!!!! آتش تن من !!!!!! الهه مهربون !!!!!! روزهای تنهایی !!!!!! آبی ترین احساس !!!
!!!!!!!!!! موسیقی ها !!!!!!!!!!!!! نیلوفر !!!!!! سرزمین !!!!!! کرکره متال !!!!!! پارسی موزیک !!!
!!!!!!!!!! توجه توجه !!!!!!!!!!هر کدوم از دیوونه ها که میبینه تو لینکش مشکلی هست یا موضوع لینکش اشتباه شده خبر بده تا درستش کنم با تشکر !!!!!!!!!! مملی دیوونه !!!!!!!!!! |
|
!!!
دستیار اول
!!!
!!!
دستیار دوم
!!! |