تبليغاتX
به ديوونه خونه عشاق خوش اومديد
!!!!!!!! اومدي خوش اومدي ولي پشيمون مي شي كه چرا اومدي چون ديوونت مي كنيم !!!!!!!!

> دوسته عزیز<


 اميدوارم سال جديد رو با هفت سيني از :

سلامت،سربلندي،سرور،سرسبزي،صميميت،سرخوشي،سعادت شروع کني با آرزوي 12 ماه

شادي ..52هفته خنده....365روز سلامتي.....8760 ساعت عشق...525600 دقيقه

موفقيت....3153000 ثانيه دوستي آغاز کن

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 28 اسفند1385 !!! ساعت  » 0:51 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
تا حالا دقت کردی همه ی چیزای خوب خانم هستند :

خورشید خانم ، مهتاب خانم ، پروانه خانوم

 

و همه ی چیزای بد آقایان :

آقا دزده ، آقا گرگه ، آقا ......

 

( با عرض شرمندگی راستش دلم سوخت واسه آقایان آخرشو ننوشتم )

 

خلاصه می بینم که همتون زز تشریف داریدو کسی نیست قد علم کنه

 

وه چه آقای با شخصیتندددددد  شما هم زز تشریف دارنددددددددددد

 

  دوست داره همه ی شما

  دیوونه ای مثل خودت

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » یکشنبه 29 بهمن1385 !!! ساعت  » 23:50 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من

 نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد

 جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شه پي

 کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز

 شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟

 

 

دیوونه ای مثل خودت

فدای همه شما

  !!! دیوانه نویسی  در  » چهارشنبه 18 بهمن1385 !!! ساعت  » 23:12 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
سلام سلام

من پشیمون شدم

دوری از دیوونه خونه یعنی مرگ من

تسلیت می گم به دشمنام چون من برگشتم ( قابل توجه دیوونه روانی )

بچه ها من برگشتمممممممممممممممممممممممممممممممممممم

با یه مطلب توپ هم برگشتم

 

آقایون ( زز ) که از مملی طرفداری نکردید شانس آوردین وگرنه منقرض می شدین

 

گذشت زمان مرد سالاری

 

خوب خانم ها بخونید و آینده ی آقایون رو ببینید

فکر می کنند چون اسمشون مرد هست می تونند هرچی می خوان به ما بگن

ولی من دیوونه ای مثل خودت اینجا اعلام می کنم من تو این دیوونه خونه از حق همه ی

خانم ها دفاع می کنم و حالا :  


آینده نزدیک مردان



سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره



سال 1342

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند



سال 1352

فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!



سال 1382

مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد



سال 1482

زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟


سال 1582

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!


سال 1882

راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ


 فدای تک تکتون

 دیوونه ای مثل خودت

  !!! دیوانه نویسی  در  » جمعه 29 دی1385 !!! ساعت  » 14:46 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

سلام دوستان عزیز

امیدوارم حال همگی شما خوب باشه

 

منو که میشناسید ؟

 

آره همون دیوونه ای مثل خودت که دیگه کم کم داره از خدمتتون مرخص می شه

 

فکر کنم این آخرین آپ من باشه و شایدم آخرین آپ دیوونه خونه

 

نمی دونم شاید خیلی ها از رفتن من خوشحال بشن

 

می دونید سعی کردم تو این مدت که 1 سالو 1ماه شده با مطالبم بخندونمتون و خوشحالتون کنم

 

ولی دیگه باید بگم من دارم از کنارتون میرم

 

دلیلشم خیلی طولانیه و شایدم نمی شه گفت ( شاید که نه حتما )

 

خلاصه خیلی از با شما بودن خوشحال شدم و از اینکه بهم امید نوشتن می دادید ممنونم

 

باید دیگه بگم عزیزان مهربون خدانگهدار همتون

 

این شعرم که خودم نوشتمو اسکنش کردم تقدیم به کسی که همه زندگیم بود و نامردی نکرد و رفت

 

 

 

دوست داره همه ی شما عزیزان

 

                                       دیوونه ای مثل خودت که حالا مثل هیچ کس نیست

 

 

خداحافظ

  !!! دیوانه نویسی  در  » پنجشنبه 7 دی1385 !!! ساعت  » 13:56 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
سلام سلام

 

من اومدم بعد یه مدت

ولی امیدوارم با دست پر باشه البته برای دختر خانومای گل گل

 

مریم جون یه مدته قرصاشو بهم نداده یه خورده حالم بده ببخشید اینطوری حرف می زنم ( عاقلی )

 

 

خوب آقایون با عرض معذرت باید طرز تهیه ی شما رو آموزش بدم

 

براي تهيه اين عنصر بايد مقدار زيادي اسيد دروغگويي  را با سولفات

 مكاري و اكسيد حقه بازي  و سولفور كلك مخلوط و مقدار بسيار

 زيادي كلريد غرور بيجا  و نيترات وقاحت و شرارت  را به اين تركيب

 اضافه و در آخركافيست كمي بي كربنات هيزي  و كلرات اعتماد به نفس

 كاذب را با خساست تركيب كرده و اين عنصر به صورت ول در محيط

يافت مي شود !!!

 

(شرمنده از آقایون)

 

 فدای همه ی شما دوستان عزیز

 

 دیوونه ای مثل خودت

  !!! دیوانه نویسی  در  » سه شنبه 30 آبان1385 !!! ساعت  » 11:44 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

دو دو تا هشت تا سه چهرتا بیست و چهارتا چهار  شش تا سی و هفتا هشت هلفتا پلنگ و شیشتا

 

عسلی ؟عسلی؟

 

بله مریم جون چی کار داری؟ دارم جدول ضرب حفظ می کنم

 

کجایی بابا پشو بیا این پول رو بگیر برو زبون بخر

 

وا مریم جون زبون واسه چی ؟ من خودم زبون دارم شما هم که زبون داری پس کی زبون می خواد ؟

 

ای وااای از دست تو من باورم نمی شه تو دیوونه باشی ولی بعضی وقتا به باور خودمم شک می کنم بچه

 

 منظورم شیرینی زبونه

 

وا مریم جون خاک به سرم زبون هم مگه شیرین و ترش داره؟ این کله پاچه فروشی محل هم عتیقسا

 

ببین عزیزم کله پاچه فروشی نه باید بری شیرینی فروشی

 

آهان خوب زودتر بگو خوب حالا چه خبره؟

 

یعنی نمی دونی؟

 

نه

 

برو شوخی نکن هر چی خبر دست اوله اینجا از تو می شنویم

 

ای بابا مریم جون پیر شدم رفت حالا چه خبره؟

 

عسلی کنکور قبول شدی !!!

 

کنکور ؟؟؟؟؟؟؟؟ کنکور چیه ؟؟؟ خوردنیه؟؟؟؟

 

ای وااای عسلی کنکور همونی که بخاطرش همش کتاب دستت بود

 

آهان  اَ اَ اَ مریم جون بی سواد کنک ور بابا ، اینو که خودمم می دونم البتها ا ز عجایب بود با اون مغز

 

نخودی من  احتمالا اشتباهی پیش اومده !!!!! حالا زبون واسه کی می خوای ؟

 

نخود دیوونه ای مثل خودت

 

می خوام برم به همه شیرنی بدم ، منو سربلند کردی می خوام بگم دیوونه جونه من عسلی من چی بود؟

 

آهان کنک ور قبول شده.

 

ای بابا مریم جون بی خیال تو که می دونی بابای من از علاقه ی زیاد نمی زاره من ازش دور شم مثل 4 سال

 

 پیش

 

نه عزیزم 4 سال پیش یه شهر بیرون دیوونه خونه قبول شده بودی اما الان تو شهر خودمونی

 

وای مریم جون شوخی می کنی یعنی من الان دانش جویای دانش پژوهستان دانش ااااااا چه می دونم وای

 

الهی امیر آقا فدات بشه

 

 

وا عسلی خدا نکنه چرا از شوهر من مایه می زاری؟

 

می گم مریم جون حالا بیا با هم بریم با این پول زبون بخریم

 

خوب من که همون اول گفتم

 

نه بابا از اون زبونا. می ریم دوتایی 2تا سیخ زبون می زنیم تو رگ آئورت و میایم به هیچ کسم نمی گیم

 

وای خدااا عسلی من موندم تو چطور کنک ور قبول شدی اون زبون نیست جیگره 2 سیخ جیگرررر

 

می دونم بابا اینو گفتم دوره هم باشیم بخندیم اصلا بزار بریم همون جیگر بخریم بیاریم کشک بریزیم روش

 

بشه کشک جیگر

 

واااااااای دیوونه ای مثل خودت اون بادمجونه کشکه بادمجون  آقا داوود بدوووو باز دیوونه ای مثل خودت

 

قاطی کرده اصغر آقا بیا طنابم یادت نره عسلی فرار نکن بیا نقل بهت بدم

 

نمی خوام مریم جون می خوام جیگر با کشک بخورم

 

آی لای لای لای زبون بهتره یا جیگر ها لای لالای لایییییییییییییییی

 

 

 

وای سلام دوستان گلم خوبین خوشین سلامتید ؟؟؟

 

دلم برای همتون تنگ شده خیلی رم شلوغه هنوز وقت نکردم برم سلمونی سرمو خلوت کنم

 

از اون دوستانی که همیشه به یاد ما هستند صمیمانه و دیوونه وار تشکر می کنم دوست داره همه ی شما

 

 عزیزان مهربون

  دیوونه باشید و سرهال

  !!! دیوانه نویسی  در  » جمعه 24 شهریور1385 !!! ساعت  » 3:46 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

                                                         سلام سلام 

 

                                                      چطوريد برو بچز

 

                                                

                                              ما ديوونه ها رو نمي بينيد عاقليد ؟

 

               يــــــــــــــا

 

  هر روز ديوونه تر از ديروز دينگ دينگ               

                                                                                           

 

                                                   چه خبرا؟ خوبيد ؟ خوشيد ؟ سلامتيد ؟

                                                                      

                                                                    

  واي كه چقدر دلم براي شما تنگيده بود اين نخود كوچولوي نرسيده همش داشت وز وز مي كرد كه امروز يه

 

 چيزي بنويسم 

                            

 باورتون نمي شه با اينكه خيلي كوچيكه و رشدشم تازه ناقص بوده داره درس مي خونه

 

 الان مي گين اي داده بيداد ديوونه و درس؟ مگه مي شه . من همينجا اعلام مي كنم بله مي شه و خواهد شد

                                                      

مگه ما ديوونه ها چي كم داريم ا ز بقيه . تازه هر كي درس مي خونه به قول مريم جون يه ديوونست اگه

 

 هم نباشه بعدا ديووونه مي شه از بس قواعد و فرمول و چميدونم از اين چيزا تو مغزش مي كنند اون مغز

 

 مي شه نخود  البته فكر كنم من كه يه نخود كوچولو و نرسيده دارم وقتي اينا توش بره ديگه منفجر

 

  مي شه .

                          

 

  راستي شما اسم كنك ور رو شنيديد من كه 4 سال پيش شنيدم از اسمش خوشم اومد كنك ور ولي معنيشو

 

 نفهميدم واسه همينم خوشم اومد و رفتم دنبالش تا معنيشو بفهمم بعد بهم خبر دادن كه بيا برو يه جا كه

 

 اسمش دان شگاه بود ولي من چون حاضر نبودم از پيش مريم جون تكون بخورم و همينطور بابام سفارش

 

 كرده بود از من مراقبت ويژه به عمل بياد ( آخه نه اينكه خيلي دوسم داره ) من اونجا نرفتم و موندم تو

 

 ديوونه خونه و ور دل مريم جون حالا بعد گذشت 4 سال دوباره مي خوام برم ببينم اين كنك ور چيه البته

 

اندفعه چون 4 سال بزرگتر شدم شايد موفق بشم بفهمم يعني چي حالا نيدونم .

 

                                                                            

 

 اينارو گفتم تا شايد منوبه ديوونگي خودتون ببخشيد و به من حق بدين كه چرا كمتر مزاحمتون مي شم و رو

 

  اعصابتون مسابقه دو مار – ا – تون مي زارم ( راستي من انقدر اين آقاي مار رو دوست دارم )

 

اسمشم قشنگه ‹ ا› فاميليشم كه خيلي باحاله ‹ تون› هميشه دلم مي خواست اسمم ا- تون باشه  چون

 

 بعضي وقتا اين جعبه كه گوشه خونمون بود مي گفت دو – مار – ا – تون و باباي من مي دويد جلوي اون

 

 جعبه مي شست .البته من اين دو رو كشف كردم دو منظورش همون 2 يعني همون عدد كه بعد 1 مي ياد

 

و قبل 3 يعني در اصل بين 3 و 1 البته مي شه گفت اگه 6 رو از 4 ضرب كنيم نه ببخشيد 4 برابر 6 رو

 

 حساب كنيم مي شه امممممممم . اي بابا يادم رفت اون نوشته ي مريم جونو بيارم همه ي اين عددا رو برام

 

 نوشته بودااااااااا حيف شد . اصلا خودتون بريد كشف كنيد كه دو چيه ...

 

       

 

راستي گفتم مريم جون اين  و بگم كه خلاصه مريم جون از ماه برگشت آخ كه چقدر دلم براش تنگ شده بود

 

 البته مي دونيد به نظر من مريم جون نيست آخه مريم جون اين شكلي نبود اين خانومه كه اومده فقط صداش

 

 شبيه اونه . مريم جون من يه ابروهايي داشت يه دست ابرو صاف و صوف و تر و تازه ولي اين خانومه

 

 انگار اصلا ابرو نداره البته بگما خيلي خوشگله تا اومد همه بهش تبريك گفتن من پيش خودم گفتم يعني ماه

 

 رفتن انقدر مهم بوده كه همه بهش تبريك مي گن . وقتي اومد پيش من گفت سلام ديوونه اي مثل خودت با

 

 اخم گفتم سلام مريم جون چرا اسم منو يادت رفت . با تعجب پرسيد مگه تو ديوونه اي مثل خودت نيستي ؟

 

گفتم مريم جون اون همه رو به ماه باهات حرف زدم گفتم همه به من مي گن عسل باز الان مي گي ديوونه

 

 اي مثل خودت با تعجب بيشتر گفت من نبودم چي شده مگه .  گفتم از هركي سراغتو گرفتن گفتن مريم جون

 

 رفته ماه .  عسل ببين همه بهم مي گفتن عسل . مريم جون زد زيره خنده حالا نخند كي بخند با بغض نگاش

 

كردم گفتم چي شده گفت هيچي عسلكم به هواس پرتي خودم خنديدم منم نيشم تا بنا چشمم باز شد گفت خوب

 

 ديگه چه خبرا ؟ بلقيس خانم چي شد ؟ با هم بودين خوش گذشت ؟ گفتم چي بگم كه نگفتنم ...... ( بقيشو بلد

 

نيستم ) راستش روز اول كه رفيق كچل منو مجبور كرد با دو تا چوب راه بره و به پاش يه عالمه پارچه سفيد

 

 ببنده البته اونقدراون  پارچه سفت بود انگار از سنگ ساخته بودنش منم جاي دفتر نقاشي روي اون نقاشي

 

مي كردم روز دوم هم كه زد كله ي خالي از نخود يكي ديگرو شكوند روز سوم هم تا حالا نديدمش . مريم

 

 جون گفت اي بابا عجب بلقيس خانم خشن بوده . گرم گفتگو بوديم كه يكي از دوستان اومد گفت مريم جون

 

آقا امير زنگ زده كارتون دارن و مريم جون از من خداحافظي كردو رفت طرف دفتر .

 

                                  

من هر چي با خودم كلنجار رفتم كه اين آقا امير كي هست و چه ربطي به زنگ داره و از همه مهمتر به

 

كارتون چه ربطي داره نفهميدم  . آخه كارتون ماله بچه هاست تازگيها م همش رادرانر و پلنگ صورتي و

 

 موش و گربه نشون مي ده مريم جون بايد خجالت بكشه كه با آقا امير مي شينه كارتون مي بينه . حالا

 

بيخيال انقدر امروز حرف زدم خسته شدم برم يه خورده تو پارك قدم بزنم :

 

آي ي ي دلم آي ي ي تنگيده آ ي ي ي     موز ديگه قديمي شده آ ي ي ي   من ديگه سوالي ندارم بپرسم آ ي

 

 ي ي 

                                                                          

سيگار بهتر است يا نيدونم ؟ لاي لاي لالاي لاي

                            

اي بابا ولم كنيد بابا بزاريد يه خورده شعر بخونم بي ذوقاااااااااااا صدا به اين قشنگي آي ولم

 

كنيددددددددددددددد

                                                                                       

 

خر پف خر پف خر پف

 

 

 

راستي من از ديوونه هاي ديگه بي خبرم هر چي آف مي زنم كسي جوابمو نمي ده مجبورم اينجا بگم كه هيچ

 

 كدومتون نمي خواين به داد منو مملي برسين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   نكنه خدايي نكرده عاقل شدين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اعضاي ديوونه ي ديوونه خونه كجايينننننننننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

 

                   

 

    ديوونه و سرهال باشيد

 

 

  ديوونه اي مثل خودت

 

                                  

                                                                         

 

                                

  !!! دیوانه نویسی  در  » شنبه 30 اردیبهشت1385 !!! ساعت  » 14:13 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

  سلام سلام هزاران سلام

 

  خوبيد خوشيد سلامتيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  واي كه چقدر دلم براي همه شما تنگيده

 

  ولي باور كنيد خيلي گرفتارم نمي رسم بيام حتي ببينم چند تا نظر داريم  حالا بي خيال

 

  امروز جاي پاچه خواري اومدم بجنگم مي گين نه خوب بگين نه

 

  نقلاي مريم جون بهم نرسيده قاط زدم شما به ديوونگي خودتون ببخشيد

 

  آخه مريم جون نيست از هر كسي سراغشو مي گيرم مي گه رفته ماه  عسل اگه بدونين چقدر خوش حال

 

  مي شم وقتي اينو مي شنوم آخه يه مدت همه بهم مي گفتن  ديوونه ، ولي حالا همه بهم مي گن عسل

 

  حالا اينا رو بي خيال نمي دونم مريم جون چرا رفته ماه واقعا برام عجيبه  شبا مي شينم رو به ماه با

 

  مريم جون حرف مي زنم مي گم مريم جون كجايي بهم نقل بدي من ديگه ديوونه اي مثل خودت نيستم عسلم

 

  جاي مريم جون يه بلقيس خانم اومده دور از جونه شما نباشه دور از جون خودم خيلي گندس  يه بار

 

   يكي از بروبچز بهش گفت بلقيس جون سلام بلقيس خانم هم افتاد دنبالش

 

                                                                            بلقيس خانم 

 

 ولي نه اينكه يه خورده زبونم لال  زبونم لال چاق تشريف داره بهش نرسيد  و در عوض خورد زمين

 

  و يه دفه يه چيزي گفت

 

                                                      بمبببببببببببببببببببببببببب

 

  واييييييييييي رفيق كچل من بود كه هميشه باهام بازي مي كرد اومده بود بگيرتش كه يه دفعه بلقيس خانم

 

  پرت شد روش بيچاره دوستم با آسفالت كف چمنا يكي شد

 

  اي بابا مريم جون كي از ماه بر مي گردي نمي خوام عسل باشم فقط مي خوام تو پيشم باشي

 

  رنگ چشات عسل ، ( سانسور ) عسل ، اسمم كه ديوونه اي مثل خودت بود اونم گذاشتن عسل

 

  حالا قابل توجه آقا پسرا كه فكر مي كنن خيليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي با حال هستن!!!!!

 

 

 اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ هان كي دقشون مي داد ؟ بيچاره مامانا تا كي از اين پسرا بكشن

 

 در اصل بيچاره ما خانم ها تا وقتي باهاشون هستيم همش دقمون مي دن همسرشون مي شيم بازم دق    

 

 مي دن وقتي هم كه مامانشون مي شيم ديگه واويلااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ آخ اگه بدونيد از وقتي كه داداشم رفته سر زندگي خودش

 

ا همه چي تو خونه سر جاشه من بميرم براي اونا كه هنوز پسر تو خونشون دارن باغ وحش كه باز خوبه يه

 

 سرگرمي داره ولي 290 درجه بد تر از باغ وحش جوراباي 10 روز پوشيدشونو هر چي مي گردي پيدا 

 

  نمي كني بشوري آخر سر يه روز كه مياي سطل ماست رو براي شام از يخچال بر داري مي بيني يه

 

    پارچه ي سياه تو ماست وقتي درش مياري مي بيني جوراب با ادكلن بوي پاي آقا پسر خونتونه

 

  اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ البته استاده بنده خدا حق داره ها فكر كن وسط درس

 

 مهم يه دفعه موبايل آقا پسر با زنگ " ديجي علي " به صدا در مياد و پشت خط كسي نيست جز رفيقش كه 

 

  مي خواد براي امشب پارك لاله باهاش قرار بزاره و استاد هم عينكشو درست مي كنه ميگه آقاي فلاني چند

 

 دفعه گفتم موبايل تو خاموش كن

 

  اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اين ديگه نياز به توضيح نداره فقط  اينو بگم اگه پسرا نبودنا از

 

 24 ساعت 23:30 دخترا هيچي براي خنديدن بهش نداشتن

 

 اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اين ديگه اصلا توضيح نمي خواد

 

  اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ واقعا اگه پسرا نبودن دخترا مجبور بودن براي يه چيز كوچولو مثل

 

 آدامس هم دست به كيف پولشون بزنن

 

 اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ آخ نگو كه داغ دلم تازه مي شه آقا مي ره گچ بياره

 

  وسط راه پله ها موبايلش زنگ مي زنه بعد 15 دقيقه كه مياد سر كلاس با گچ هاي شكسته كه ته جعبه گچ

 

 مونده بوده وارد كلاس مي شه

 

 اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ واي خوب شد خدا پسرا رو آفريدا وگرنه افراد زباله جم

 

 كنه شهرداري بي كار مي شدن

 

 خوب حالا مي خوام ويژگي هاي پسراي با كلاس رو بگم البته فكر كنم اين آقا پسرا يه چند صد سال پول تو

 

 جيبيشونو جم كردن تا موفق شدن چند تا مدرسه خريداري كنن تا كلاس دار بشن !!!!!!

 

 

 

 

1) برداشتن ابرو به مقدار کافي!

 

 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار!

 

 3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا!

 

 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست!

 

 5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!

 

۶) گوش دادن موسيقي بدون کلام!

 

 7) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا!

 

8) اظهار عدم تمايل به داشتن دوست دختر!

 

9) ماليدن 10 ليتر روغن ترمز ماشين به موها!

 

10) پشت سر هم بيرون آوردن موبايل براي ديدن ساعت!

 

11) فرط فرط زدن اس ام اس!

 

12)خنده هايي شبيه رعد و برق!

 

13) خواندن آهنگ هايي مثل چه خوشگل شدي امشب در ترك موتور!

 

14) خواندن آواز در حمام با صداي آسمان خراش!

 

15) رنگ كردن موها مخصوصا رنگ شرابي!

 

 

اگه شما عزيزان هم ويژگي هاي ديگري سراغ داريد به ما اطلاع بدهيد تا ما نيز به گوش ديگر دوستان

 

 برسانيم

 

 

 

 

 

 

 

 خوب ديگه فعلا جنگ تعطيل من آخه چيكاره بيدم مملي خودش گفت هر كي مي تونه جواب بده بسم الله

 

  منم ديدم نامرديه پشت سر دخترا هي چيز مي نويسن و كسي جواب نمي ده گفتم بزار دست بكار بشم

  

  البته مملي ديوونه مدير محترم ديوونه خونه سالار هر چي ديوونه شفتالو آلبالو قرمه سبزي ماهي پلو

 

  ما كوچيك شماييم ولي ديگه چاره اي نبود جنگ آخر به از صلح اول

 

  خوب دوستان ديوونه ي خودم قول مي دم به همه شما عزيزان سر بزنم البته يواش سر مي زنم ها  نمي

 

 خوام سرم بشكنه  قول قول از اون قولاي ديوونه ولي فعلا معافم كنيد كه خيلي سرم شلوغ شده يه سر بايد

 

 به آرايشگاه بزنم

 

 

 دوستان شرمنده چند روزه سایت فال بسته شده نمی تونم فال بگیرم

 

 

  موفق و پيروز باشيد

 

  ديوونه اي مثل خودت

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 21 فروردین1385 !!! ساعت  » 13:31 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

سلام سلام صد تا سلام

 

امسالم تموم داره مي شه

 

اي خدا يه سال داره مي ياد كه اسمش هاپو من نيدونم هاپو چيه  اونم مثل ميو مي تونه پرواز كنه ؟

 

ولي هر چي باشه از اسمش خوشم مي ياد بايد بامزه باشه

 

اومدم اينو بگم كه سر سفره ( چند تا ص يا س يا ث داشت ؟ يادم رفته اي بابا آها يادم اومد سابون ،

 

صبد ، ثماور ، صنجاق ، ثوثمار، صيب ، ثالاد فصل ، صوصك كش ، ثيب زميني ، صمور ) 

 

عجبا كم حافظه شده بودم خوشحالم همش يادم اومد

 

هااااااااااا راستي نقلاي مريم جونم امسال به < ص س ث > ها اضافه كنيد تا سفرتون كامل بشه

 

خوب  وقت سال تحويل يادتون باشه حتما به ياد ما ديوونه ها باشي :

 

مملي ديوونه گل گلاب گل پسر مهربون با ذوق                                        : مدير

 

ديوونه اي مثل خودت كه خود باحالم هستم                                             : معاون

 

ديوونه با كلاس علاف كه با دخترا لجه                                                   : همكار

 

ديوونه رواني كه هنوز نوار مغزيشو نگرفته                                               : همكار

 

آواره ي ديوونه ام من كه كشته منو از بس باحاله                                      : همكار

 

ديوونه زنجيري كه خيلي توپ مي نويسه                                                 : همكار

 

پرنده ديوونه كه گربه ها ازش مي ترسن                                                  : همكار

 

ديوونه اي كه از قفس پريد ولي من گرفتمش                                           : همكار

 

ديوونتم ديوونه كه دمش گرم من ديوونه ي ديوونشم                                : همكار

 

يه خل و چل ديوونه هنوز باهاش برخورد نكردم                                      : همكار جديد

 

ديجي ممد ديوونه اونم هنوز برخورد نكردم                                            : همكار جديد

 

حاج علي ديوونه كه اصلا برخورد نكردم                                               : همكار خيلي جديد

 

خوب حالا اگه ما رو از يادتون بره قرصاي تقلبي مريم جون روبهتون نمي دم تا حالتون خوب شه ديگه

 

 عاقل بشين پس يادتون نره ما رو حتما ياد كنين در ضمن سال جديد هم منتظر حضور گرم شما

 

ديوونه هاي گل هستيم اميدوارم سال پر بركتي در پيش داشته باشيد و از طرف تمام ديوونه هاي اين

 

 ديوونه خونه سال جديد رو به همتون تبريك مي گم شاد و خوش و سلامت باشيد در كنار خانواده

 

حالا مي خوام اينجا هر كسي تا امروز ازم فال خواسته همه رو بزارم چون اون ور سال ديگه فايده نداره

 

به ديوونگي خودتون ببخشيد اگه دير شد چون من مي خواستم بعد هر آپ يه فال بزنم ولي خوب شد

 

آخر سال وهه ي ديوونه ها داشتن يه جوراي از ديوونه خونه جيم مي شدن خودمم دارم جيم مي شمااااا

 

مملي ديوونه كه زود تر از همه جيم شد خوش به حالش بعد من مي خوام جيم بشم

 

وقتي مقامات بالا جيم بشن خدا به داده بقيه برسه

 

حالا اين منه ديوونه با فال هاي شما البته چون دمه عيده ازتون پول زور مي گيرم و فال مي زارم

 

هر كسي هم پول نمي ده نظر بده خلاصه بايد يه چيزي بدين من نيدونمممممممممممممم

 

 

مسی جون

 

 

يك دوست

 

شلغم فروش خندان

 

 ديوونه زنجيري

 

ديوونه اي كه از قفس پريد

 

جمشيد

 

طيبه

 

من

 

شكيبا

 

بغض گرفته

 

نرگس

 

يكتا

 

شهيار

 

شنگول

 

ماندا

 

مژی ... خل

 

 

آي لا لاي لالالاييييييييييييييييييييييي    موز بهتر يا سيگارررررررررر  

 

اي بابا اين قديمي شد ديگه براي سال جديد بايد يه سوال ديگه طرح كنم اي خدا

 

آهان فال بهتر يا سيگار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

همه ي شما عزيزان ديوونه رو كه تا امروز ما رو تنها نگذاشتيد رو به خدا مي سپرم و در سال جديد هم

 

 مي يام پستون مي گيرم تا بازم رو آزمايشات ساخت ديوونه كار كنم 

 

 

 

مي خوام يه خورده مثل عاقلا حرف بزنم از طرف تمام بچه هاي ديوونه خونه :

 

در آستانه‌ي سال جديد هفت‌سيني به شما هديه ميکنم : 1.سلامتی 2.سعادت 3.سروری 4. سخاوت

 

 5.سبزی 6.صفا 7. صميميت . هميشه شاد باشين عيدتونم پيشاپيش مبارك

 

 

                                       موفق باشيد و شاد و ديوونه و سرهال ( هالش به قول مملي ديوونه )

 

                                                                        ديوونه اي مثل خودت  

 

 

 به علت بالا رفتن حجم دیوونه خونه .... فال دوستان دیوونه رو که اسمشون بالا اومده در قسمت  ادامه مطلب   گذاشتم .......... کسانی که مایلند می تونن برن ببینن .........  


!!! ادامه دیوانه نویسی !!!
  !!! دیوانه نویسی  در  » شنبه 27 اسفند1384 !!! ساعت  » 14:2 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
سلام سلام هوارتا سلام

بچه ها ببخشیدا شرمنده نباشین می دونم مشکلات زیاد بود حالا امروز می بخشم بیا این نقل قرمز مال

 تو زرد ماله تو بابا صبر کنید به همه می رسه صبر کنید ای بابااااااااااااااااا

اگه کم اومد می رم دوباره از کمد مریم جون کش می رم هول ندین تو صف به همه می رسه

خوب دوستان عزیز من اومدم ولی می دونم دیره ببخشید آخه اون سایتی که می خواستم فال بگیرم

تعطیل شده بود ولی الان بازه

خوب این اولین فال مال خودمه

 

 

اینم برای مدیر گل مهربون دوست داشتنی و قابل پاچه خواری خودمون مملی دیوونه

 

 

اینم برای یاسمن جون

 

 

 امروز فقط ۳تا با هم زدم چون از وقتش گذشته بود ولی از این به بعد زیر آپ هر کدوم از دیوونه ها یه فال می زنم

 

 

شاد و دیوونه باشید

 دیوونه ای مثل خودت 

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 15 اسفند1384 !!! ساعت  » 15:34 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

دل مي رود ز دستم بدو بگيرش آنرا

 

گويي كه اين دل من ديوونه شده خيلي

 

 

سلام سلام هوارتا سلام خلاصه من اومدم.  مي گين تو اين مدت كجا بودم

 

دروغش رو بخواين عاقل شده بودم ولي اگه راستشو بخواين اون دوست

 

 كچلم بود كه هميشه دست و پاي منو مي بست تا من بازشون كنم و اونطوري

 

با هم بازي مي كرديم بي انصاف اندفعه انقدر محكم بسته بود چند روز

 

 هر چي سعي كردم نتونستم باز كنم از اون لباسا ي بي كلاسي و برعكس

 

تنم كرده بود  بعد يه طناب زرد رنگ دور تا دورم مي پيچيد هر چي گفتم

 

بابا دوست جون زرد رنگه تنفر ما كه با هم رفيقيم بيا با طناب قرمز منو ببند كه

 

رنگه عشقه اصلا محلم نذاشت مريم جونم تند تند نقل مي ذاشت دهنم

 

به بچش اينطوري دلسوزانه نقل نمي ده كه به من مي ده فكر كنم اين

 

نقلاي مريم جون باعث شده بودن كه نتونم خودمو آزاد كنم و بازي رو ببرم

 

حالا اون هيچي بعدش منو گذاشتن رو تخت و باز اين دوست كچل با

 

كمك مريم جون اندفعه با يه طناب سبز منو بستن به تخت هر چي داد زدم

 

بابا بي انصافا اين تو مقررات بازي نيست هيچ كس اهميت نداد تا اينكه

 

امروز مملي ديوونه اومد يواشكي طنابا رو باز كرد دمش گرم خيلي باحاله

 

( پاچه خواري ) گفت تو بايد هر طور شده بازي رو از اون آقا كچله ببري

 

آره ديگه اينطوري شد كه طنابا باز شد و من اومدم اينجا حالا ديگه

 

شرمنده يه مدت نبودم ديگه گرفتاري بود خودتونم خوندين كه مشغله فكريم

 

زياد بود نمي تونستم بيام ولي عجب طنابايي بودن خدا پدر اون 

 

 ديوونه اي رو كه اين طنابارو رنگ كرده بيامرزه خوب تا مريم جون با

 

اون نقلاش نيومده برم به اون رفيق بي انصافم بگم يه دفعه ديگه منو انقدر

 

محكم خلاف مقررات بازي ببنده ديگه براش نمي خونم موز بهتر يا سيگار

 

هاي لاي لالاي لالاي لاي موز بهتر است يا سيگار لاي لالاي لالاي لاي موز

 

بهتر است يا سيگار اي خدا مريم جون داره از اون دور مياد بچه ها من

 

برم كه يه بازي جديد داره شروع مي شه نمي زارن بين 2تا نيمه بازي من

 

يه نفس بكشم خداحافظ موز بهتر است يا سيگار مريم جون بدو بدو پات

 

واشه بدو موز بهتر است يا سيگار

 

دوستان ببخشيد مي دونم شايد خيلي هاتون يعني هر كي اين متن رو        

 

 مي خونه تو دلتون مي گين باز اين ديوونه اومد يه مدت نبود راحت

 

بوديم ما  ولي ديگه به من چه  اومدي تو ديوونه خونه تو سفارت آمريكا

 

كه نرفتي همه بگن هُلو ( چه جالب اونام ميوه اي به اسم هلو دارن ) -

 

هاي آره يو ( هاي فكر كنم همون هوي بعضي ها باشه) – فينال تنكس

 

( فكر كنم اسم يه تيم مشهوره  ) يو ( من نفهميدم اين يو آخر يعني چي؟

 

نكنه همون يو يو خودمونه اينا فقط يه يو مي گن  ) داشتم مي گفتم اومدي

 

تو ديوونه خونه حالا مجبوري تحمل كني من آخه چيكاره بيدددددددددم ؟

 

شايد با اتفاقاتي كه افتاده ( منظورم تخريب حرمين است )  اين نوشته ي

 

من خيلي مناسب نباشه مي خواستم يه چيز ديگه بنويسم ولي متاسفانه متن مورد

 

نظر  شبكه در دسترس  نمي باشد  (  نوروز پانچ تو شبكه  ) شبكه منظورم

 

اون نخودست ها با شبكه تلويزيون ايران اشتباه نگيرين من همين جا جلوي

 

تك تك شماها و به پشتيباني مملي ديوونه و ساير ديوونه ها قول مي دهم 

 

 دفعه ي بعد كمتر از نقلاي مريم جون مصرف نمايم تا شبكه بتونه كار كنه و

 

در ضمن اينم ياد آور بشم ديوونه رواني نوار مغزيش رو هنوز از بيمارستان

 

نگرفته هي مي گن برو بگو بزرگترت بياد  بزرگتر ما هم كه مملي ديوونه

 

انقدر سرش شلوغه كه وقت نمي كنه ( پاچه خواري رو داشتيد ؟  )

 

راستي در جواب آوا جون كه گفته بود نا سلامتي اينجا ديوونه خونست چرا

 

مثل عاقلا مي نويسين بگم آوا جان يكي از ترفند هاي ديوونه ها اينه .  تا

 

بتونن از فرار مغز ها جلوگيري كنن چه ربطي داشت حالا به هم خودمم   

 

 نمي دونم ولي پيدا كنيد پرتقال فروش را ولي جدي مگه ديوونه دل

 

نداره والا ما از قديم شنيديم ديوونه عقل نداره دل داره 2 تا هم داره

 

يكيش اسمش دل اون يكي قلب دلتون بسوزه و در جواب ياسمن جون

 

بگم شرمنده ديگه .  خودت انشاالله مي ياي مي خوني كه اين رفيق كچل

 

چطور چند روزي من رو از شما ها دور كرده حالا بيا ببين چه كردم انقدر

 

حرف زدم و خل و چل بازي در آوردم هر كي اومده اينجا از تشريف

 

فرماييش پشيمون شده ولي خوب چاره اي نيست ناسلامتي ديوونه خونست

 

 ديگه

 

بشنو از دوست چون حكايت مي كند

 

 از منه ديوونه گله و شكايت مي كند

 

 

 

راستي بچه ها يه خبر ديوونه خونه دست به يك ابتكار جديد زده

 

مي خوايم براي اون دوستاني كه دوست دارن فال حافظ بگيريم

 

اسمشم بگيذاريم فال حافظ ديوونه ولي جدي جدي مي خوايم

 

فال حافظ بگيريم

 

هر كسي كه دوست داره براش فال بگيريم تو نظرات بنويسه البته نيتم بكنه

 

من براش فال مي گيرم و در آپ بعدي به اسم خودش مي زارم

 

اينم فال يكي از دوستانه كه براي آشنايي بيشتر شما عزيزان مي زارم

 

 

 

 

 

 

 خوش باشيد و ديوونه

 

 ديوونه اي مثل خودت

 

 

 

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 8 اسفند1384 !!! ساعت  » 22:18 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

به نام او که هر چه دارم از اوست

                              دوباره ماه محرم دوباره بوی حسین

                                                            دوباره بر سر هر کوچه گفت و گوی حسین  

                               بیا یه دسته ما نوحه جنون سر کن

                                                           که می رویم شباشب به جست و جوی حسین 

 

                   

 

 

  

بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربلا

                                                  بوی یاس و زریه عباس و خدا ی احساس و کربلا            

بوی عنبر ماه رخ اکبر گهواره ی اصغر کربلا

                                                 بغض آب و فرات بی تا ب و اشکای رباب و کربلا

       

تو ذکر محراب منی تو مهر و مهتاب منی

 

تو باده و ساغر من تو مستی ناب منی

 

بی تو دلم آروم نمی گیره

 

کبوتر دل بی تو می میره

 

امشب که مست باده ی نابم

 

مشتاق دیدار تو مهتابم

 

 با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و بنم

                                                                  بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم

خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم

                                                             نقش یه مرد پهلون طرح شمایل می زنم 

 

                       

 

به روی صفحه می کشم پیشونی بلندشو

 

ابروهای کمونیشو صورت آسمونیشو

 

تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکل

 

آخه چشای یار من سیاه خیلی خوشگل

 

چشای قشنگ عباس دلمو خدا یی کرده

 

مدد آقام اباالفضل منو کربلایی کرده

 

 

کنج قفس من می تونم باشم                                         بی هم نفس من می تونم باشم

 

بی حسین من نمی تونم

آخه آقامه دوسش دارم                                                         مولامه دوسش دارم

 

                  

 

 

بی ماه فروزان می تونم باشم                                          بی خورشید تابان می تونم باشم

 

بی اباالفضل نمی تونم

آخه سالارمه دوسش دارم                                                        سرورمه دوسش دارم

 

 

                       

 

دل هرکی یه یاری داره

 

دل ما با حسینه

 

اگه اون شَه وفا نکنه

 

وفا داری ندارم

 

رخ از من گر بگردونه

 

دیگه یاری ندارم

 

اگه آقام نیگام نکنه

 

خریداری ندارم

 

 

همه دنیا یه طرف                                                                                              همه دنیا یه طرف

               حسین زهرا یه طرف                                                       حسین زهرا یه طرف

                                   هر چی عشقه یه طرف              هر چی عشقه یه طرف

                                                        عشق به مولا یه طرف

                                   هر چی عشقه یه طرف              هر چی عشق یه طرف

               حسین زهرا یه طرف                                                      حسین زهرا یه طرف     

همه دنیا یه طرف                                                                                             همه دنیا یه طرف

                        

 

اون کیه که هر کسی عاشق و دیوونش می شه

 

هر کسی تا که می یاد گدای این خونش می شه

 

اسم اون حسین و جَوُ نی ما به فداش

 

خدا اون روزو بیار تا که بریم به کربلاش

 

 

 

حسین وای حسین جان

 

 

 

حسین نام شگرفی است بر تارک هستی ...

حسین شرافتی است بی همتا بر فراز تاریخ ...

چه شگفت است سرداری سرهای بریده !

رشک بهشت است آنجا که کویر جلن از زلال حسین بنوشد...

و تمنای سعادت که دل گرفتارش آید...

 

اللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرَج

 

 

 

هر روز نگاهم به آسمونه تا بیای

 انقدر چشم براه می مونم تا بیای

 

 

 

 

                                            فدای همه ی شما عاشقان سالار شهیدان

 

                                                      دیوونه ای مثل خودت 

 

 

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » چهارشنبه 19 بهمن1384 !!! ساعت  » 1:29 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

هااااااااااااااااااااااا    ایه سلام از خودم در وکردم

 

ها خوب بیدین خوش بیدین ؟

 

چه وکنید ؟

 

ها کار نوداشتم فقط وخواستم از خودم چرت و پرت در کنم

 

موفق باشید

 

 

 

 دوستان ببخشید اگه این آپ رو زدم یعنی تند تند آپ شد این یه آپ اجباری بود به یه مشکل برخورد کرده

  بودیم دیگه مجبور شدیم به دیوونگی خودتون ببخشید . با تشکر هویجوری

 

 دیوونه ای مثل خودت

 

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » جمعه 7 بهمن1384 !!! ساعت  » 10:49 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

 امروز دلم خيلي گرفته بود اين مريم جونم كه دست بردار نيست همش نقل مي ده به من مي گه بخور

 

برات  خوبه يكي نيست بگه آخه مريم جون تو دهاته شما چرا نقلا تلخ هستن آدم حالش به هم    

 

 مي خوره تازه تلخ بودنش هيچي كي ديده پشت بنده نقل يه ليوان آب بدن دست آدم خسته شدم از

 

بس از اين نقلا خوردم دلم مي خواد از اون نقلا كه مامانم هميشه لاي رخته خوابا و پشته پشتي        

 

 مي ذاشت و از دست من قايم مي كرد بهم بدن اين مامانه منم از اون ماماناي دل سوز بودا  الان

 

كجاست يادش بخير همش دعوام مي كرد که چرا از پشت پشتي نقلا رو بر مي دارم مي خورم حتي يه بار

 

منو زد ولي چون     مي دونست من نقل دوست دارم بازم همون پشته پشتي قايم مي كرد تا من پيدا كنم و

 

براي اينكه پرو نشم هر دفعه كه مي يومدم بخورم دعوام مي كرد و ازم مي گرفت .

 

 ديگه خسته شدم از بس خوابيدم اين مريم جون هم هر دفعه مي ياد مي گه استراحت كن ازش اجازه

 

گرفتم برم بيرون تو باغ نمي دوني چه حالي مي ده هيچ كجا مثل اين باغ رو نديدم دل همه ي اونا كه باغه ما

 

 رونديدن بسوزه  . همه مثل خودمن همشون عاشق سيگارن واي كه چه حالي ميده ولي مريم جون تا

 

سيگار مي بينه همش ازم مي گيره ميگه اينو بده من جاش يه چيزه خوب بهت مي دم وقتي هم مي گيره باز

 

نقل مي ده بهم از بس نقل خوردم ديگه بدم اومده .

 

ديروز رفتم تو باغ قدم بزنم يك حالي داد كه نگو گنجيشكا قارقار مي كردن يكي از دوستام همش برگ

 

طرفشون پرت مي كرد اونام بيشتر قارقار مي كردن من كه ديدم خوششون اومده يه سنگ برداشتم پرت

 

 كردم از شادي همشون بال بال مي زدن ولي فكر كنم مريم جونه اونام صداشون كرد كه يه دفعه همشون

 

 رفتن .

 

 منم راهمو گرفتم رفتم همشم با خودم مي خوندم دو دو تا هوارتا اينو هر دفعه كه واسه مريم جون مي خونم

 

 مي خنده مي گه بيا اينم جايزت و باز بهم نقل ميده رفتم رو يه نيمكت نشستم شروع كردم به خوندن

 

دو دوتا هوارتا موز بهتره يا سيگار انقده بلند بلند خوندم همه دوستام حتي غريبه هام اومدن دست مي زدن

 

 البته غريبه هاي آشنا همشون مثل خودمن همه شونو دوست دارم . حدودن 8 تا هم شكل و هم لباس

 

 بوديم من مي خوندم دو دو تا اونا مي گفتن هوارتا من مي خوندم  موز بهتر است يا سيگار بعد اونا 

 

 مي گفتن البته سيگار سيگار . نمي دونم چند بار خوندم كه مريم جون با اين آقا كچله با اون رفيقم كه هر

 

 دفعه دست و پامومي بنده تا من بازش كنم و اينطوري با هم بازي مي كنيم اومدن منو آوردن تو اتاقم و

 

باز مريم جون بهم نقل داد .

 

يادش بخير عجب ديروز باحال بود هاهاهاهاهاهاهاي ي ي ي ي ناي ناي ناي ي ي ي دو دو تا

 

هوارتا موز بهتر است يا سيگار دو دو تا هوارتا موز بهتر است يا سيگار يا هاهاهاهاها ي ي ي ي ي  دو دو

 

 تا هوارتا موز بهتر است يا سيگار البته سيگار سيگار البته سيگار سيگارررررررررررررر

 

 واي مريم جون نه بازم نقل نمي خوام بابا نقلاش تلخه مريم جون مريم جون نمي خوام از

 

نقلاي مامانم بده

 

  مريم جونننننننننننننننننننننننننننن      .............   خر پف خر پف خر پف ...............

 

< شاد و پيروز باشيد >

 

< ديوونه اي مثل خودت >

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 3 بهمن1384 !!! ساعت  » 23:9 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
سلام برو بچ

 

یه خبر که هم می تونه خوب باشه هم بد البته امروز فقط اومدم این خبر رو بدم و برم دور از دیوونگی

 

آقا مدیر محترم دیوونه خونه جناب آقا مملی دیوونه ی گل ( پاچه خواری  ) برای یه مدت رفتن

 

مسافرت خوبی این خبر اینه که آقا آزادی هر کاری می خواهید می توانید انجام دهید  بدیشم اینه که

 

مملی نیست  دیونه خونه که بدون مدیر نمی شه  من مدیر می خوامممممممممممممم

 

( آخر پاچه خواریه ها ) البته شما ها خوشحال نشین چون من اینجام تا مملی بیاد .

 

ولی دعا کنید زود تر بیاد من مثل مملی بلد نیستم اینجا رو اداره کنم .

 

خوب دیگه اطلاع رسانی انجام شد فقط هر کی این جملات رو می خونه دعا کنه تا زود تر ۲ هفته

 

تموم شه .منم با اجازه برم زیادی ادای عاقلا رو در آوردم .

 

موفق و پیروز باشید

 ( دیونه ای مثل خودت )

  !!! دیوانه نویسی  در  » پنجشنبه 15 دی1384 !!! ساعت  » 23:19 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

                             Merry Christmst                        

 

سلام سلام صد تا سلام

 

سلام به بروبچ  سلام به ديوونه ها و شايدم سلام به عاقلا و يه سلام مخصوص براي ديوونه هاي

 

عاشق آقا مي دونم ديره براي تبريك سال نو ميلادي  ولي خوب اينم يكي از خصوصيات ديوونه

 

هاست كه هميشه يكي دو پله عقب باشن آقا بگذريم ( نه از رو جوبا از اين حرفاي الكي ) جون

 

 من اگه دارين مي گين باز اين ديوونه اومد ما رو هم ديوونه كنه بلند نگين آخه زيادي ذوق مي كنم

 

 وتو نظرات بنويسين

 

راستي اين عكس مي دونيد مال كيه؟

 

 

بابا نوئل

 

 

 بابا اي ول كيه ندونه اين عكس جد مادري بابا نوئله . خوشم اومد هنوز حافظه كار وكوله

 

ميگم اين برره هم واسه ما معذلي شده ها ديگه آدم برفيهام مي شن كيوون . تصور كن مي خواي

 

 بري زيره برف هاي زمستوني يه قدم بزني يكي بياد وگو پول زور وده ( خدايي چه حالي بهت

 

 دست مي ده ؟ ها ها ها ....)

 

 

 

پول وده پول زور وده

 

 

 آي چه حالي مي ده وقتي مي خواي كادو سال نو بگيري  انگار تا حالا تو عمرم كادو نگرفتم

 

 جو گيرم ببخشيد

 

اين مال من بيد؟؟؟؟؟؟

 

البته تازگيها مدلهاي كوچكتر و جم و جور تر اين كادو زيبا كه در بالا مشاهده مي كنيد آمده كه كافيه

 

 يه سر تا سر كوچه بزنيد و براش يه 2 تا باتري قلمي سوني بگيريد اونوقت تا آخر شب مي تونيد

 

 قام قام كنيد

 

راستي الان كه همه حتي ني ني هام با ماشينو سه چرخه اين ور اونور مي رن بابا نوئل بازم با سورتمه

 

 كادو مي ياره عجب قديمي فكره اين بابا نوئل البته ما تو شهرمون يه بابا نوئل داريم كه خيلي با

 

كلاسه مثل بچه سوسولاي شمرون مي گين نه؟ خوب بگين نه به من چه !!!

 

 

من وگير

 

 

آي خدا ببين اين سوال يه مدته داره خلم مي كنه ديونه كه هستم خلم بشم يا خدا !!!!!!!!!!! 

 

اين گوزنهاي سورتمه بابا نوئلم عاشق مي شن؟؟؟  يعني مي شه اونام مثل بعضي از پسرا تا يه خانم

 

گوزن رو مي بينن جو بگيره و بخوان خودشونو نشون بدن ؟؟؟ !!!!

 

 

زن من مي شي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

بيچاره بابا نوئل پدر عشق بسوزه كه بخاطرش بابا نوئل بايد سوت بشه تو برفا !!!!

 

ديگه بسه فكر كنم الان كه داري اينا رو مي خوني هي مي گي عجب ديوونه اي هستم كه اومدم

 

اينجا . ولي خبر نداري بهترين حال و الان داري ديوونه باش حالشو ببر .

 

دور از اين همه حرفا سال نو ميلادي بر همه ي ديوانگان مبارك و ..............( نمي گم خودتون

 

عكسشو ببينيد !!!!)

 

بيا جولو بيا بيا

 

 

شاد و پيروز باشيد

 

 (ديوونه اي مثل خودت)

 

 

 

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » چهارشنبه 14 دی1384 !!! ساعت  » 23:11 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

 سلام برو بچ

 

 خيلي وقته ديگه اون آقا مهربونه كه تو ديدني ها بود با خود برنامه ي ديدني ها

 

 از خاطره ها رفته يادش بخير اون زماني كه هنوز ديونه نشده بودم يكي از

 

 بيننده هاي پرو پا قرصش به حساب مي يومدم آخ چه عالمي داشت اون دوران

 

 قبل ديونگي همه به حرفام گوش مي كردن بعضي وقتام كه يك پيشنهاد مي دادم

 

 با استقبال گرم پذيرفته مي شد ولي الان چي تا مي خوام حرف بزنم مي گن باز

 

 اين ديونه اومد و شروع كرد ( دقيقا حرفي كه الان خودت تو دلت زدي ) چه

 

 كنم ديگه كمال هم نشين بود با دوسته ناباب البته يه تاثير كوچولو هم از آهنگ

 

 منصور گرفتم ( ديونه غم نداره هيچ چيزي كم نداره  ، ديونگي عالمي داره ولي

 

منصور دروغ مي گه يه چيز كم داره اونم عقله كه البته اگه نداشته باشه كه ديونه

 

 نيست ) حالا بگذريم ( البته نه از روي جوب از اين حرفاي من ) از

 

حرف اصليم انحراف پيدا كردم شما ببخشيد ديونه ها همينطوري هستن ديگه

 

 داشتم مي گفتم اون آقا كه اسمش يادم نيست و به اسم ديدني ها معروف شده

 

 بود هميشه تو برنامه هاش از اتفاقايي كه برا بچه كوچولوها ( همون نيني  

 

 گولوها ) پيش مي يومد نشون مي داد حالا منم مي خوام بشم اون آقاه 

 

 ديونه خونم ديدني ها اميد وارم بتونم بخندنمتون

 

پيف پيف !!!!!!

 

 همه ي ما بزرگترا چه ديونه چه غير ديونه از كفشها مخصوصا كتوني فراري

 

 هستيم چون هميشه يه بوي .........(نگم بهتره )  مي ده كه ما 1 ثانيه طاقت

 

 نداريم و الان موندم اين بچه اصلا حس بويايي داره يا نه؟

 

من اكس خوردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 اين بچه يا زياد خراب كاري مي كنه كه مامانش ديگه از شستن لباساش و بدم

 

 خودش خسته شده يه سره انداختتش تو ماشين رختشويي يا مي خواسته حس

 

 معلق بودن در فضا رو تجربه كنه!!!!! شايدم چندتا اكس خورده !؟

 

ها الان اين يعني چه؟؟؟؟

 

 آقا شرمنده نمي دونم چي بگم سكوت كنم بهتره

 

لبخند ژكوند!!!!!!!!!!!!!!

 

 اين بيچارم يا ديواراي خونشون رنگ روغني نيست يا مامانش واسش دفتر

 

 نقاشي نمي خره

 

 

 خوب فعلا فكر كنم بس باشه همشو الان بزارم مي ترسم موضوع كم بيارم نه

 

 اينكه ديونم دير به دير موضوع به فكرم مي رسه

 

ادامه دارد ...........

 

موفق و پيروز باشيد

  !!! دیوانه نویسی  در  » چهارشنبه 7 دی1384 !!! ساعت  » 13:39 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

 سلام دوستان

 

 امروز مدير ديونه خونه خبر داده كه يك بازرس مي خواد بياد از ديونه ها تست بگيره

 

 هركي جواب سوال رو بده حكم ديونه نبودنشو مي دن دستش حالا چيزي كه مي خوام

 

  بگم اينه كه اين بازرس خودش يه مدت با من هم اتاقي بوده يه عاشق خل و چل بود و

 

  به همين طريق يعني با تست يه بازرس ديگه كه اتفاقا قبل از هم اتاقي با من باهاش هم

 

  اتاق بود از ديونه خونه رفت بيرون

 

  حالا بگزريم زياد توضيح بدم ديونه هستيد ديونه تر ميشين فقط خبر مهم كه به

 

 خاطرش درم اينجا از خودم چرت و پرت در مي كنم اينه كه من از بازرس كه حالا

 

 فهميديد با من هم اتاقي بوده تست رو گرفتم ( آي پارتي بازي حال مي ده ) ولي

 

 چون خودشم خل و چل هست جوابشو بلد نبود من فقط اينجا سوال و رو واستون   

 

   مي گم بريد روش فكر كنيد شايد با پارتي بازي از اين لقب ديونه نجات پيدا كنيد

 

بلبل اين باغم و اين باغ گلزار من است

 

مرغ آتش بارم و آتش پروبال من است

 

استخوانم نقره و اندر جگر دارم طلا

 

هر كه اين معني بداند پير استاد من است

 

 

 خوب حالا منتظر جوابتون هستم در نظراتتون جواب رو بگيد البته خودم اگه جواب رو  

 

  پيدا كردم در مطلب بعدي حتما بهتون تقلب مي رسونم

 

شاد و پيروز باشيد

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » دوشنبه 5 دی1384 !!! ساعت  » 14:50 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

عاشــــقي شرح غريبي من است

                                            شرح درد و خود فريبي من است

 شرح بي ساماني و درد من است       

                                            قصه ي روح جهانگرد من است

 خويش را از خويش بايد پاك كرد

                                            هر چه از خاك است بايد خاك كرد

 عاشقي هم وقت دارد مثل خواب

                                            لحظه هاي گرم، شيرين، خوب، ناب

 در مسير عاشقي غم نيز هست

                                            همسفر بــا عشق ماتم نـــيز هست

 در مسير عاشقي دل نرم باش

                                            اهل يك جـــغرافــــياي گرم باش

 لمس كــن گلبرگهاي ياس را

                                            چيزهايــــي مثل يك احـســاس را

 

                               عشق و فقط عشق

 

 

                           

 

  اگر از حال من مي خواهيد : تمام غربت هاي بيابان شاهدند كه صاحب

 

 خسته ترين و خارترين پاهاست و مجنون حقيرترين تعبير من است

 

 

                                 

       

  !!! دیوانه نویسی  در  » شنبه 3 دی1384 !!! ساعت  » 13:14 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

  سلام عزيزم

 

  عروسه مامانم مي شي ؟

 

  واي خوشگل

 

  وايسا كارت دارم

 

  شوهر نمي خواي ؟

 

  مراقب باش ماشين داره مي يادا بيا من از خيابون ردت مي كنم

 

  چه خوشگل شدي امشب

 

  بي وفا ديگه دوسم نداري؟

 

  اينا يك سري از جملاتي هستن كه آقا پسرا به دختر خانم ها مي گن  و بعضي

 

  هاشونم با همين جملات تو درد سر مي يوفتن و مزه ي ازدواج را مي چشند

 

  حالا براي بعضي ها اين مزه شيرينه براي بعضي ها تلخ من به اين موضوع

 

  كار ندارم چون اصلا ديونه ها از اين چيزا سر در نمي يارن  و از همه مهمتر

 

 گفتن اين حرفاي فلسفي از حوصله ي اهالي ديونه خونه خارجه ( ديونه هستن

 

 ديگه شما به ديونه گي خودتون ببخشيدشون )

 

ولي بعضي از اين آقايون روش خاصي براي ابراز عشق به معشوقشون دارن :

 

همه جوره خواستگاري ديده بودم بغير از اينكه يك آقا پسر خوشگل ماماني كه

 

خيلي هم تو دل برو هستش و هر دختري ببينتش يه جيغ مي كشه و صد در

 

صد قش مي كنه بياد جلو و بخواد پيشنهاد ازدواج بده 

 

 شما خودتونو بزاريد جاي اون دختر نه اصلا خودتونو بزاريد جاي اون آقا پسر

 

خوشگل ماماني كه عكسش رو پايين همين مطلب براي شما عزيزان گذاشتم

 

روتون مي شه به دختر مورد علاقتون اينجوري پيشنهاد ازدواج بديد ؟

 

خدا نسيب گرگ بيابون نكنه !!!!!!!!!!!!!!

 

 

ببخشيدا از من ديونه و اين ديونه خونه توقع بيشتر نداشته باشيد

 

چون توقع بيش از اندازه مانع كسب و نوشتن است

 

شاد و پيروز باشيد

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » یکشنبه 27 آذر1384 !!! ساعت  » 21:50 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

  امروز خونه ي ما يه خبرايي بود كه باعث شد من اين موضوع رو براتون بنويسم 

 

   اميدوارم لذت ببريد

 

  نمي دونم تا حالا يه مجلس خواستگاري رو از نزديك ديديد يا نه؟

 

  ولي هيچ لحظه اي مثل لحظات خواستگاري دلهره آور نيست

 

  البته اين دلهره  براي خواستگار بدبخت بيشتره مخصوصا اگر دختر رو تا حالا نديده باشه

  البته دخترم دلهره داره ولي زياد معلوم نميشه چون تو اين مجلس زياد ازش سوال نمي شه  

 

و زياد زير زربين نيست

 

  حالا من مي خوام چند تا توصيه كوچولو براي آقا پسرا بكنم كه وقتي تشريف مي برن 

 

   خواستگاري كمتر سوتي بدن و زير نگاه هاي پدر دختر قطره قطره آب نشوند  و بعد 

 

مراسم و هنوز سوار ماشين نشده با چهره ي خشمناك و شبيه اژدهايي كه آتيش از دهانش 

 

  بيرون مي ياد مامي عزيزروبرو نشوند

 

  1 ) داخل منزل كه مي شويد دسته گل زيبا را كه خودسر رفتيد و 30 هزار تومان باد 

 

  آورده را براش دادين رو به دست مادر يا پدر عروس بدهيد و دنبال دختر خانم نگرديد

 

كه دو دستي بهش بدين و باعث قرمزي چهره او از خجالت و  چهره ي مادر پدر خود از

 

پروگي شما شود

 يك وقت جو نگيرتتون!!!!!!!!!!!اين ديگه آخرشه!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2 ) اگر تا حالا حتي عكس دختري رو كه الان براي

 

 خواستگاريش رفتيد نديدين خودتون رو براي هر حادثه ي تكان دهنده اي كه حتي بعضي

 

 وقت ها منجر به آنفاكتوس مي شود آماده كنيد

فكر اينجا رو نمي كردي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  البته گفته باشم كه هر كي خربزه مي خوره پاي لرزشم ميشينه

سكته قلبي زياد شده!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3  ) اگر خدا خواستو آنفاكتوسو نزدين و همينطور از ذوق و شوق و كمي هم خجالت  

 

   استكان چايي رو از سيني با ارتعاشات فراوان بر داشتيد بدونه اينكه روي لباسه زيباي

 

پلو  خوريتون بريزيد هواستونو جم كنيد كه يك وقت با هيجان استكان چايي رو دم دهان

 

نگيريد و يك هرت فجيح بكشيد كه به يكباره نصفه استكان خالي بشه و با كمي مكث و به 

 

استلاح با ناز چايي را بنوشيد ( براي تاكييد بيشتر : هرت نكشيد )

 

 

 

هرت نكش بچه مگه با تو نيستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!

 

4 ) خوب وقتي با خوبي و خوشي و بدون سوتي دادن مرحله چايي رو رد كرديد پيشنهاد

 

من به شما اينه هر چقدرم درخواست تناول ميوه به شما شد اصلا قبول نكنيد و اگر خدايي

 

نكرده قبول كرديد به هيچ عنوان خيار را انتخاب نكنيد چون در آن صورت از در و ديوار

 

خونه صدا در مياد كه از اطرافيان در نمي ياد در اين لحظه ي حساس  شما حتي شايد صداي

 

نفس كشيدن بغل دستستونم نشنويد

1 2 3 صدا مي ياد!؟

 

 

يك سري نكات خيلي كوچيك ديگه اين وسط هست كه اين ديگه خيلي شخصي مي شه و

 

شايد خيلي ها بگن ديونه جان اين ديگه به تو ربط نداره ولي با اجازه يه مثال مي زنم : از

 

من مي شنويد گوشي موبايلتون رو كه احيانا 6600 ( همون 66 جوات خودمون ) هست رو

 

 خاموش كنيد و به به دوستتون هم نسپريد راس ساعتي كه در منزل دختر خانم هستيد با

 

شما تماس بگيره تا خانواده دختر خانوم و مخصوصا خود دختر بفهمند شما موبايل داريد

 

و.................. ديگه خيلي شد ببخشيد

الو الو كجايي ؟

 

خوب اين چند تا توصيه اميدوارم كمكتون كنه تا بتونيد بلاخره يك زندگي خوب و خوش

 

 براي خودتون درست كنيد و با موفقييت جواب بله رو بگيريد

 

 بيشتر از اين ديگه چيزي نمي گم چون تا همينجا هم مي دونم ثابت شده كه الان تو يه ديونه

 

 خونه گشت و گذار مي كنيد  موفق و شاد و سربلند باشيد

باي باي

 

 

 

 

  !!! دیوانه نویسی  در  » جمعه 25 آذر1384 !!! ساعت  » 3:17 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

  بی عنوان

  ولی

  خدا کنه هیچ وقت گرفتار بیمارستان با پرستاراش نشین

iq پايين يعني همين!!!!!!!!!!!!!!!!

ببخشيد عكسش دزدي بود

  !!! دیوانه نویسی  در  » پنجشنبه 24 آذر1384 !!! ساعت  » 14:9 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!

در دل اقیانوس شب بر سکوت دلنشین ناظرم

                                                           

                                                            یاد تو همچون صدف آشنایی نشیند بر خلیج خاطرم

  !!! دیوانه نویسی  در  » یکشنبه 20 آذر1384 !!! ساعت  » 12:9 !!!  توسط دیوانه ای به نام »  ديوونه ای مثل خودت !!!
 

1000 بار 900 جمله را در 800 جاي مختلف به 700 زبان و پيش

 

 600 نفر مطرح كرد 500 نفر آنها 400 جمله را به 300 زبان و در

 

200 برگ ترجمه كردند و 100 بار براي من در 90 روز و روزي

 

80 دقيقه خواند