![]() |
!!!!!! به ديوونه خونه عشاق خوش اومديد
!!!!!!
|
![]() |
|
سلام به همه دوستان خوبم در ديوونه خونه عشاق .اول از همه يه شكايت دارم از بعضي از مديران ديوونه خونه كه خيلي به من لطف دارن و خيلي سريع به من خبر ميدن كه نوبت آپ كردن من هستش بعدشم ميخوام بگم مطالبي كه الان نوشتم واسه روز والنتاين بوده كه ميخواستم بنويسم اما نشد ( اينم به لطف بعضي ها ) چون خيلي زود بهم خبر دادن نتونستم مطلب جديد جور كنم (چون من خوشم نمياد مطالبمو هُل هُِلكي بنويسم) .اگه بي مزه بود تقصير من نيست .و تقصير ديوونه اي مثل خودت هستش كه خيلي زود بهم خبر داد اگه هم كه از مطالب خوشتون اومد اون ديگه از استعداد بالاي من هستش و اگه شما هم نظر بديد فهم و كمالات بالاي شما رو نشون ميده در ضمن كم كم داريم به عيد نوروز هم نزديك ميشيم ميخواستم پيشآپيش اين رو هم بهتون تبريك بگم( چون گمون نكنم ديگه به اين زودي ها نوبت من بشه )امروز يه نمايشنامه دارم واستون كه گمون ميكنم خوشتون مياد نمايش از يه جوون علاف تو يه خيابون شلوغ شروع ميشه كه جوون قصه ما در پي عشقي و حال و صفايي با هزاران اميد و آرزو در خيابان ميرود و با نگاه جستجوگرانه خود پي يك عدد كيس مناسب ميگردد پرده اول :ساعت 16:00،خيابون ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟ ( نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>>پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس _می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دار خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم- خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!( دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد)- ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.- _خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه- لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها- خب بهتر همین جا عقدمون میکنن_.- تو چقدر پر رویی بچه!- من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.- باشه ولی قول نمی دم ها- عیبی نداره زنگ نزنپرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک - بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا- خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میادپرده چهارم: نصفه شب پای تلفن - ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که.....- اتفاقاً عزیز دلم ,مای دارلینگ,هانی,سوییتی نظر منم اینه که...پرده پنجم:یک شب گرم و تب آلود بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...)در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت !پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ - من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری!- چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم- خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی- عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.- گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....- چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...- باشه!پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره !- بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با اون خواهر (...)ات اشتباه گرفتی...پونزده تا پسر جمع کردی تو خونه که چی بشه؟- تو هم که بدت نیومد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!- خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم- چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.- شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.- عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت!- دفعه اول که هیکل من اینجوری نبود.تو این جوریش کردی!- به من چه.خود (...)ات می خواستی!..... پرده هشتم:بعد از ظهر فردای ولنتاین.لوکیشن قبلی آخه مرتیکه بی شعور تو می میردی 5 دقیقه دیگه تو کمد دووم میووردی؟ به من چه مسعود جون حمید هولم داد !حمید آبروی منو بردی.دافیه پرید!از همون سوراخ کلید نگاه میکردید ...آخه مسعود تو که نمیدونی تو کمد چه بویی میومد !بیا!اینم از رفقای ما ....پرده نهم:ساعت 16.00 پراید خانوم پا میدی .......نتیجه گیری اخلاقي : ............ولنتاین خیلی خوبه !!!
فداي همتون ((ديوونه با كلاس علاف |
|
همه چیز با یه تولد شروع می شه . . . تولد یه نفر ....
مثل همه آدما که توی یه روزی متولد می شن . اون هم توی یه روز از روزای خدا متولد شده . همه چیز با یه تولد شروع می شه . . . فرق اون با بقیه آدما : فقط برای تو ست .
فقط برای تو . . . و عشق شروع می شه . برای تو . همون روزی که متولد شده . کسی که دوستش داری .
کسی که دوستش داری. حتی اگه اونروز نباشی : حتی اگه اونروز ندیده باشیش .
ولی همه چیز با یه تولد شروع می شه . . . وقتی که اون متولد شد . عشق آغاز شد
عشق آغاز شد عشق آغاز شد . . . .
|
|
!!! !!! پرنده دیوونه !!!
!!!
|
|
از خدا خواستم عادتهای زشت را ترکم بدهد
خدا فرمود خودت باید آنها را رها کنی
از او در خواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود صبر حاصل سختی و رنج است عطا کردنی نیست آموختنی است
گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود نعمت از من خوشبخت شدن از تو
از او خواستم مرا گرفتار در عذاب نکند
فرمود رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیکترت می کند
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود خودت باید رشد کنی من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم
فرمود برای این کار من به تو زندگی داده ام
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم
خداوند فرمود بلاخره اصل مطلب دستگیرت شد
|
|
!!! !!!دیوونتم دیوونه !!!
!!!
|
|
“ My Only Wish This Year “ تــنـها آرزوی امسال من Last night I took a walk in the snow . دیشب در میان برفها قدم می زدم Couples holding hands ; laces to go زوجها دستان هم را می گیرند ، به جایی میروند Seems like everyone but me is in love. به نظر میرسد ، انگار هر کسی عاشق است Sanata can you hear me ساناتا ، میتوانی { صدای} مرا بشنوی ؟ I signed my letter that I sealed with a kiss نامه ام را امضا کردم ، آرا با بوسه ای مهر کردم I send it off آن را فرستادم Sanata can you hear me ساناتا ، {صدای} مرا بشنوی ؟ I want my baby من ، محبوبم را می خواهم I want someone to love me someone to hold me . من کسی را می خواهم که به من عشق بورزد ، کسی که مرا در بر بگیرد Maybe he’ll be all I hope شاید او خواهد بود ، همه آنچه که ، من آرزو می کنم In a big red bow در یک رنگین کمان سرخ بزرگ
زندگی را عزیز بدار Celebrate Life زندگی شکوهمندی در انتظار توست تا که آن را زیست کنی امروز عزیز ش بدار ، کوتاه تر از آنست این عمر که به فردا حواله شود . Ther is a wonderfall life waiting to be lived. Celebrate it today ; life is too short to Put off living until tomorrow دوست بدار هر آنچه ،اختیار در کفت می نهد و دگرگونی در مقابلت . بگذار متحیرکند . بگذار به راه های کهنه ، گام های نو ارمغان دهد بگذار دستت بگیرد تا پر گشایی ، تا پر بگیری . Love its changes and choices. Let it surprise you . Let it show you new ways Of doing old things. Let it help you explore and discov. بگذار اندکی از این دل شوره ها آزاد شوی . لب به خنده گشایی ، عاشق شوی . بگذار نشانت دهد که چگونه با خورشید بر آیی وستاره ها را نشان کنی . و شکفته شوی تا به کمال رسی و آن شوی که هستی . Let life take away some of your worries and caress your woes. Let it help you how wonder and laugh and love. Let it reveal how to reach out and become all that you are . روزت شگفت وسرخوش باد . . . امروز و هر روز Have a wonderful day . . . Today and every day
موفق پیروز و سربلند باشید دوستای گلم ( ( دیـو نـتم دیـوونـه ) ) |
|
!!! !!! حالشو ببرین !!!
!!!
|
|
رسم بازى چه گذر آزار دهنده اى......ثانيه ها از پس هم ميگذرند و سلول هاي بدن من و تو پير مي شوند و مي ميرند.....بدون اينكه ثانيه اي با ثانيه قبل تفاوتي داشته باشد.... - بدون اينكه چيزي ياد بگيريم. - بدون اينكه از كسي تاثير بگيريم. - بدون اينكه روي كسي تاثير بگذاريم. و بدون اينكه بدانيم كجا هستيم و چه مي كنيم...... هفته أينده به تو مي گويم كه در اين چند روز و ساعت چه شده اي؟؟؟.......بي آ نكه بداني جوابم را مي دانم...... هيچپس....پس چرا زنده ايم ؟......زنده ايم تا چه بشويم؟!؟!؟.... ما غافلان.....از همه چيز و كس......اما زنده.... - بدون اينكه از روح و جسم خود استفاده كنيم. - بدون اينكه اثر گذار باشيم. و بدون اينكه كسي بشويم. در اين بازه (منظورم دنياست).....چه كسي فريب مي خورد؟ - من در اين دنيا چه كسي فريب مي دهد؟ - من اگر قبول كنيم...پس.... داريم بي خود، خودمون رو فريب مي دهيم......... چرا باور نمي كنيم؟!؟ ببين چه چيزاي بي ارزشي براي ما شدن ارزش..... به چي داري افتخار مي كني؟...... تو به كجا رسيدي!؟
اما.......... باز هم ثانيه ها مي گذرند.....به فكر باش....سعي كن ثانيه هاي زندگيت متفاوت باشن.... ما همگي زنداني زمان هستيم...... ما همگي ديونه ايمو حالا تو....... حالا برو و خودت رو با بازي زمان و ثانيه ها فريب بده.!!!
(دوست داشتن از عشق بر تر است) دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يك جور جوشش كور است و پيوندي از سر نابينائي ، اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال . عشق بيشتر از غريزه آب ميخورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هرجا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج ميابد . عشق در قالب دلها در شكل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي متجلي ميشود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه خاص خويش دارد و از روح رنگ ميگيرد و چون روح ها برخلاف غريزه ها هر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعمي و عطري ويژه خويش دارد ، مي توان گفت كه به شماره هر روحي ، دوست داشتني هست . عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر ميگذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي مي كند و بر آشيانه بلندش روز و روزگار را دستي نيست . عشق در هر رنگي و سطحي ، با زيبائي محسوس ، در نهان يا آشكار ، رابطه دارد . چنانكه " شوپن ها ور" ميگويد : (( شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزائيد ، آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه كنيد ))! اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيبائي هاي روح كه زيبائي هاي محسوس را به گونه اي ديگر ميبيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت . عشق با دوري و نزديكي در نوسان است ، اگر دوري به طول بينجامد ضعيف ميشود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال مي كشد .و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و (( ديدار و پرهيز )) ، زنده و نيرومند ميماند . اما دوست داشتن با اين حالت نا آشناست . دنيايش دنياي ديگريست . از دكتر شريعتي
happy valeintine's
باز هم...... اين دفعه موافقم نه مخالف..... از اين چند تا عكس لذت ببرين ye payam ham baraye mashoogheye khodam....... do0set daram ....
چطور بود؟ با نظراتون منو شرمنده میکنین خوش بگذره........دوستدار شما googooli_oo@yahoo.com |
|
!!! ماه غریب و بوی سیب
!!!
|
|
دوباره ماه محرم دوباره بوی حسین دوباره بر سر هر کوچه گفت و گوی حسین بیا یه دسته ما نوحه جنون سر کن که می رویم شباشب به جست و جوی حسین
بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربلا بوی یاس و زریه عباس و خدا ی احساس و کربلا بوی عنبر ماه رخ اکبر گهواره ی اصغر کربلا بغض آب و فرات بی تا ب و اشکای رباب و کربلا تو ذکر محراب منی تو مهر و مهتاب منی تو باده و ساغر من تو مستی ناب منی بی تو دلم آروم نمی گیره کبوتر دل بی تو می میره امشب که مست باده ی نابم مشتاق دیدار تو مهتابم
با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و بنم بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم نقش یه مرد پهلون طرح شمایل می زنم به روی صفحه می کشم پیشونی بلندشو ابروهای کمونیشو صورت آسمونیشو تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکل آخه چشای یار من سیاه خیلی خوشگل چشای قشنگ عباس دلمو خدا یی کرده مدد آقام اباالفضل منو کربلایی کرده کنج قفس من می تونم باشم بی هم نفس من می تونم باشم بی حسین من نمی تونم آخه آقامه دوسش دارم مولامه دوسش دارم
بی ماه فروزان می تونم باشم بی خورشید تابان می تونم باشم
بی اباالفضل نمی تونم آخه سالارمه دوسش دارم سرورمه دوسش دارم
دل هرکی یه یاری داره دل ما با حسینه اگه اون شَه وفا نکنه وفا داری ندارم رخ از من گر بگردونه دیگه یاری ندارم اگه آقام نیگام نکنه خریداری ندارم
همه دنیا یه طرف همه دنیا یه طرف حسین زهرا یه طرف حسین زهرا یه طرف هر چی عشقه یه طرف هر چی عشقه یه طرف عشق به مولا یه طرف هر چی عشقه یه طرف هر چی عشق یه طرف حسین زهرا یه طرف حسین زهرا یه طرف همه دنیا یه طرف همه دنیا یه طرف
اون کیه که هر کسی عاشق و دیوونش می شه هر کسی تا که می یاد گدای این خونش می شه اسم اون حسین و جَوُ نی ما به فداش خدا اون روزو بیار تا که بریم به کربلاش
حسین وای حسین جان
حسین نام شگرفی است بر تارک هستی ... حسین شرافتی است بی همتا بر فراز تاریخ ... چه شگفت است سرداری سرهای بریده ! رشک بهشت است آنجا که کویر جلن از زلال حسین بنوشد... و تمنای سعادت که دل گرفتارش آید...
اللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرَج
هر روز نگاهم به آسمونه تا بیای انقدر چشم براه می مونم تا بیای
![]()
فدای همه ی شما عاشقان سالار شهیدان
|
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم اللّهمَّ کُن لِوَلیکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذهِ السّاعَة وَ فی کُلِّ ساعَة وَلیاً وَ حافظاً وَ قائِداً و ناصراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعا وَ تُمَتَعَهُ فیها طَویلا
بیا تا یه سیب سرخ رو بو کنیم مـی یـونه گریه یه آرزو کـنـیم اگه این بار رسیدیم به کربلا حرم رو با مژمون جارو کنیم
دیونتیم یا حسین |
|
!!! محرم ماه ...........
!!!
|
|
يابن الحسن بيا که حلول محرم است شادی به ما حرام شد ايّام ماتم است شرمنده شد بهار زگلزار کربلا بلبل کند نوا که خزان محرم است ما عاشقان لاله سرخ پيمبريم از عطر او بهشت خداوند خرم است صد مرده زنده ميشود از ذکر يا حسين مولای ما معلم عيسی بن مريم است عيسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقه حسين شرف عرش اعظم است با يوسفش مقايسه کردم نگار گفت او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است ما را نياز سير چمن نيست در بهار روی حسينيان گل و اين اشک شبنم است ای صاحب عزل به عزا خانه ها بيا ياران سينه زن همه در زير پرچم اند گر وعده بهشت به ما ميدهد بهار ما نيستيم طالب رضوان مسلّم است بر عاشقان سياحت گلزار حرام شد خاکم به سر که قامت سرو علی خم است ای آب بس کن اين همه جوش و خروش را در پيش چشم ما علی اصغر مجسم است سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد شرمنده خجالت او نهر عَلقَم است چون محتشم بخواند به پيمبر ز سوز دل باز اين چه شورش است که در خلق عالم است باشد قرار و وعده ما جنت الحسين اينجا برای سينه زدن جايمان کم است
فدای همه شما حسینیون ((دیوونه با کلاس علاف)) |
|
شنبه : همون لحظه كه وارد دانشكده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم . هرجا كه ميرفتم اونو ميديدم . يكبار كه از جلوي هم دراومديم نزديك بود بهم بخوريم ، صداشو نزديك كرد و گفت : ” ببخشيد “ . من كه ميدونم منظورش چي بود . تازه ساعت 9:30 هم كه داشتم بورد رو ميخوندم اومدو پشت سرم شروع به خوندن بورد كرد . آره دقيقاً ميدونم منظورش چي بود . اون ميخواد زن من بشه . بچه ها ميگفتن اسمش مريمه . از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم . يكشنبه : امروز ساعت 9 به دانشكده رفتم . موقع رفتن تو سرويس يه خانومي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش ميگفتن و ميخنديدن . تازه به من گفت : ” ببخشيد آقا ميشه شيشه پنجرتونو ببندين “ . من كه ميدونم منظورش چي بود ، اسمش رو ميدونستم ، اسمش نرگسه . مث روز معلوم بود كه با اين خنديدن ميخواد دل منو نرم كنه . راستيتش منم ازون بدم نمياد . از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج كنم . دوشنبه : امروز به محض اينكه وارد دانشكده شدم سر كلاس رفتم . بعد از كلاس مينا يكي از همكلاسيهام جزومو ازم خواست . من كه ميدونم منظورش چي بود . حتماً مينا هم علاقه داره با من ازدواج كنه . راستيتش منم از مينا بدم نمي آد . از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج كنم . سه شنبه : امروز اصلاً روز خوبي نبود . نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا . فقط يكي از من پرسيد : ” آقا ببخشيد امور دانشجويي كجاست؟ “ . من كه ميدونم منظورش چيه . ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج كنم چون كيفش آبي بود ، احتمالاً استقلاليه . وقتي جريانو به دوستم گفتم به من گفت : ” اي بابا! بدبخت منظوري نداشته “ . ولي من ميدونم رفيقم به ارتباطات بالاي من با دخترا حسوديش ميشه . حالا به كوري چشم دوستم هم كه شده هرجور شده با اين يكي هم ازدواج ميكنم . چهار شنبه : امروز وقتي كه داشتم وارد سلف مي شدم يك مرتبه متوجه شدم كه از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند . يكي از دختراي اردو از من پرسيد : ” ببخشيد آقا! دانشكده پرستاري كجاست؟ “ . من كه ميدونستم منظورش چيه . اما تو كاردرستي خودم موندم كه چظور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا كرده . حيف اسمشو نفهميدم . راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، تصميم گرفتم هرظور شده پيداش كنم و باهاش ازدواج كنم . طفلكي گناه داره از عشق من پير ميشه . پنج شنبه : يكي از دوستاي هم دانشكده ايم بنام احمد منو به تريا دعوت كرد . من كه ميدونستم از اين نوشابه خريدن منظورش چيه! ميخواد كه من بي خيال مينا بشم . راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، عمراً قبول كنم . امروز صبح در خواب شيريني بودم كه داشتم خواب عروسي بزرگ خودمو مي ديدم . عجب شكوه و عظمتي بود ، داشتم انگشتم رو توي كاسه عسل فرو مي كردم كه ..... مادرم يهو از خواب بيدارم كرد و گفت برم چندتا نون بگيرم . وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانمي از من پرسيد : ” ببخشيد آقا صف پنج تايي ها كدومه؟ “ . من كه ميدونم منظورش چي بود ، اما عمراً باهاش ازدواج كنم . راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، من از دختري كه به نانوايي بياد خيلي خوشم نمي آد . شنبه : امروز صبح زود از خواب بيدار شدم ، صبحانه رو خوردم و اومدم كه راه بيفتم كه مادرم گفت : ” نميخواد دانشگاه بري . امروز جواب نوار مغزت آماده است . برو از بيمارستان بگير . راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون ، مردم ميگن من مشكل رواني دارم . وقتي به بيمارستان رسيدم از خانم مسئول آزمايشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم . به من گفت : ” آقا لطفاً چند دقيقه صبر كنيد “ . من كه ميدونستم منظورش چيه ...... ” برگرفته از بولتون جشنواره دانشجويي اصفهان - ارديبهشت 1381 “ |
|
!!! دور نمای عمر
!!!
|
|
سلام دوستان اولین دفعه است که توی این دیوونه خونه دارم از خودم حرف دروکنم ماجرا داره که من چطوری به این دیوونه خونه اومدم توی پست های بعدی براتون تعریف می کنم خب بریم سر اصل مطلب برای اولین پستم این دور نمای عمرو گذاشتم حال شو ببرید دور نمای عمر طی شد این عمر ، تو دانی به چه سان پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این که خودم می دانم که نکرد م فکری که تأ مل ننمود م ، روزی ساعتی یا آنی که چه سان می گذردعمر گرا ن؟ کودکی رفت به بازی ، به فراغت ، به نشا ط فارغ از نیک و بد ومرگ و حیات همه گفتند : کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان که پس این دگرش فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن ؟ هیچکس نیز نگفت : زندگی چیست ؟ چرا می آییم ؟ بعد از این چند صباح به کجا باید رفت ؟ با کدامین توشه ، به سفر باید رفت ؟ من نپرسیدم هیچ ، هیچکس نیز نگفت . "نوجوانی؛ سپری گشت به بازی ، به فراغت ، به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ وحیات بعد از آن باز نفهمیدم من که چه سان عمر گذشت ؟ لیک گفتند همه که جوانست هنوز بگذارید جوانی بکند بهره از عمربرد ؛کامروانی بکند بگذارید که خوش باشد و مست بعد از این باز ورا عمری هست . یک نفر بانک بر آورد که : او از هم اکنون باید فکر آینده کند دیگری آوا داد : که چو فردا بشود ، فکر فردا بکند . سومی گفت : همانگونه که دیروزش رفت بگذرد امروزش، همچنین فردایش ....... با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دمی گذشت ؟ آنهمه قدرت ونیروی عظیم به چه ره مصرف گشت ؟ نه تفکر،نه تعمق ، ونه اندیشه دمی عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی چه " توانی ، که ز کف دادم مفت من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت . قدرت عمر شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد . لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه ؟ رهنمایم بودند عمرشان طی شده بیهوده و بی ارزش و کار ومرا می گفتند که چو آنها باشم ، که باآنها دائم فکر خوردن باشم . فکر گشتن باشم ، فکر تأ مین معا ش فکر ثروت باشم فکر یک زندگی بی جنجا ل ، فکر همسر باشم کسی مرا هیچ نگفت : زندگی ثروت نیست زندگی داشتن همسر نیست زندگانی کردن فکر خود بودن و غا فل زجهان بودن نیست من نفهمیدم وکس نیز مرا هیچ نگفت وصد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم حال می پندارم هدف از زیستن این است رفیق من شدم خلق که باعزمی جزم پای از بند هواها گسلم پای در راه حقایق بنهم با دل آسوده فارق از شهوت وآز وحسد وکینه وبخل مملواز عشق وجوانمردی وعلم در ره کشف حقایق کوشم " زره جنگ ، برای بد و ناحق پوشم ره حق پویم وحق جویم وپس حق گویم آنچه آموخته ام ، بر دگران نیز نکو آموزم شمع راه دگران گردم و با شعله خویش ره نمایم به همه گرچه سرا پا سوزم من شدم خلق که مثمرباشم نه چنین زاید و بی جوش و خروش عمر بر باد به حسرت خاموش . ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمید م
|
|
DiVoooooooooooooooooooooooNeH , OGHDeiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii , SaRBeHaVa , EFaDeiiiiiiiiiiiiiiiiiiii , TaRSooooooooooooooooooooo , DaMDaMiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii , ASoPaS , RaZeL , ASHGHaL , MoZaKHRaF , Shoke Shodin Hameye Diiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiivoooooooooooooooneeeeeeeeeeeeeeeeeeeehaaaaaaaaaaaaaaaaa Mikham begam ke lotfan 8 harfe 8 kalameye bala ro kenare ham bezarin ................................ |
|
بازم سلام من اومدم تازه نو دسته اول بسم الله دیوونه بودم دیوونه تر شدم .. میدونین چی شده؟ مامامنم بهم گفت برو فردا بیمارستان نوار مغزتو بگیر آخه مامانم میگه من یک دیوانه روانی هستم آخه شما باور میکنین.. جان دیوانه روانی باور میکنین؟ آخه منو ... هیچی بیخی هاااا راستی تا یادم نرفته بهتون بگم پنج شنبه دم در ایفل منتضرتونم .. یادتون نره ها همه دعوتین کارت مارتم لازم نیست همه مارو میشناسن ... حالا بعدش میریم شانزلیزه مخ زنی .. چه حالی میده ها من دلم لک زده برا سر کار گزاشتن مردم مملی میشناسه منو مگه نه ممل دیوونه .. حالا میخواستم بگم که بابای من همه کاره مملکت ایالات متحده اس مدیر مسئول کاخ سفیده بعده شانزالیزه میبرمتون اونجا خیلی راحت و آسوده کسیم باهامون کار نداره منو میشناسن اونجا آره دیگه پس چی فکر کردی اوکی بچه ها به قول این آمریکاییها گفتما که منم آمریکاییم ... زت زیاد بای آل |
|
خوب بچه ها امشب کجا بریم؟ بابم پول دار من ماشینشو بر میدارم میام دنبالتون .. مملی میدونه کاخ سفید مال بابامه .. بریم برج ایفل میگن جای خوبیه من ۱۰۰۰ بار رفتم خیلی توپه .. بهر حال هرکی خواست بیاد تلفتم: اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا زرشک من فردا میرم نوار مغزمو بگیرم مامامنم میگه من یک دیوانه روانی هستم
|
|
!!! هااااااااااااا الکی
!!!
|
|
هااااااااااااااااااااااا ایه سلام از خودم در وکردم
ها خوب بیدین خوش بیدین ؟
چه وکنید ؟
ها کار نوداشتم فقط وخواستم از خودم چرت و پرت در کنم
موفق باشید
دوستان ببخشید اگه این آپ رو زدم یعنی تند تند آپ شد این یه آپ اجباری بود به یه مشکل برخورد کرده بودیم دیگه مجبور شدیم به دیوونگی خودتون ببخشید . با تشکر هویجوری
|
|
موضـــــوع انشـــاء :فوايـــد کامپيوتـــــــر را توصيـــف کنيــــد
کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند ! پدرم در کامپيوتر خيلی ميفهمد و حتی توانسته يک بار به اينترنت وارد کند ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلی شاس ميباشد و روزی دوبار موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتی تازگيا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين علت انگشت شست هر دو پای پدرم قطع شده ميباشد ! پدرم شب ها به کافی شاپ ميرود و داخل ميکند و چت ميکند ! مادرم و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداری که ميری با دخترای خارجکی چت ميکنی ! من هم در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به من ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس ! بيشين مشقاتو بينويس ! پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلی بی ناموس ميباشد و شنيده ام که خيلی دختر دارد و خيلی بد حجاب ميباشند ! پدرم چند روزی است که موس من را قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد ! خواهرم خيلی وقت است شوهرش را کرده است و الان هم خيلی بچه دارند ! من گاهی وقت ها به خانه آنها ميروم و از آنجا کانتکت ميکنم و با يک آيدی دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! پدرم خيلی دوروغ ميگويد و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد آب زده ما رو آورده پايين ! من هر روز در چت با پدرم قرار ميگذارم و سر قرار نمی روم پدرم شبها وقتی به خانه می آيد عصبانی است و من را کتک ميزند و فحش ميدهد شايد به اين خاطر که در سر قرار هيچ کس نمی آيد . پدرم ديگر کمتر آب و ماست خيار با چيپس ميخورد چون شبها ديگر وقت ندارد و به کافی شاپ ميرود و وارد می کند کامپيوتر بسيار مفيد ميباشد و من آن را خيلی دوست دارم ! و اين بود انشای من ... !
ديگه حرفي براي گفتن ندارم فقط نظر بدين خوب ديگه نظر بدين بعدشم برين بچه هاي خوبي باشين بابا مامانتون رو دوست داشته باشيد و بهشون احترامم بذارين خانوم بچه ها رو هم سلام برسونيد از طرف برو بچ ديوونه خونه هم بچه كوچيكتون رو يه ماچ توپول و آبدار بكنيد باز كه وايسادين دارين نگاه ميكنين نظر بدين ديگه آفرين پسر /دختر خوب كوچيك همه شما بزرگان ديوونه (ديوونه با كلاس علاف )
|
|
بي تو، مهتاب شبي، باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم! **************** در نهان خانه جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد. ************* يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب و آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ.... ***************** يادم آيد: تو به من گفتي: (( ازين عشق حذر كن! لحظهاي چند بر اين آب نظر كن آب، آيينه عشق گذران است تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! **************** باتو گفتم : ((حذر از عشق؟ ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد، چون كبوتر لب بام تو نشستم، تو به من، سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم... باز گفتم كه : (( تو صيادي و من آهوي دشتم)) تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم.....! ****************** اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت! اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشيدم، پاي در دامن اندوه كشيدم، نگسستم، نرميدم، ****************** رفت در ظلمت غم، آن شب و و شبهاي دگرهم، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبرهم، نه كني ديگر از آن كوچه گذرهم! بي تو، اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
روزي استكاني از دستم افتاد و شكست ....پدرم ناراحت شد...مادرم حرص خورد...برادرم گفت قشنگ بود...خواهرم گفت ماله من بود...اما روزي كه قلبم شكسنت هيچكس چيزي نگفت....بميريم اي دل شكسته كه بي صدا شكستي....!
ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي.....ولي هيچ وقت مني توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضي ها از چشمات جاري ميشه.....
چه طور بود؟ اگه خوشتون اومد نظر هم بدین......دوست و دوستدار شما دیونه زنجیری
|
|
!!! موز بهتر است یا سیگار !!!!؟؟؟؟
!!!
|
|
امروز دلم خيلي گرفته بود
برات خوبه
مي خوره
بس از اين نقلا خوردم
مي ذاشت و از دست من قايم مي كرد بهم بدن
كجاست يادش بخير همش دعوام مي كرد که چرا از پشت پشتي نقلا رو بر مي دارم مي خورم حتي يه بار
منو زد ولي چون مي دونست من نقل دوست دارم بازم همون پشته پشتي قايم مي كرد تا من پيدا كنم و
براي اينكه پرو نشم هر دفعه كه مي يومدم بخورم دعوام مي كرد و ازم مي گرفت .
ديگه خسته شدم از بس خوابيدم اين مريم جون هم هر دفعه مي ياد مي گه استراحت كن
گرفتم برم بيرون تو باغ نمي دوني چه حالي مي ده هيچ كجا مثل اين باغ رو نديدم دل همه ي اونا كه باغه ما
رونديدن بسوزه
سيگار مي بينه همش ازم مي گيره ميگه اينو بده من جاش يه چيزه خوب بهت مي دم وقتي هم مي گيره باز
نقل مي ده بهم از بس نقل خوردم ديگه بدم اومده
ديروز رفتم تو باغ قدم بزنم يك حالي داد كه نگو گنجيشكا قارقار مي كردن
طرفشون پرت مي كرد اونام بيشتر قارقار مي كردن من كه ديدم خوششون اومده يه سنگ برداشتم پرت
كردم از شادي همشون بال بال مي زدن ولي فكر كنم مريم جونه اونام صداشون كرد كه يه دفعه همشون
رفتن . منم راهمو گرفتم رفتم همشم با خودم مي خوندم دو دو تا هوارتا اينو هر دفعه كه واسه مريم جون مي خونم
مي خنده مي گه بيا اينم جايزت و باز بهم نقل ميده
دو دوتا هوارتا موز بهتره يا سيگار انقده بلند بلند خوندم همه دوستام حتي غريبه هام اومدن دست مي زدن
البته غريبه هاي آشنا همشون مثل خودمن همه شونو دوست دارم
بوديم من مي خوندم دو دو تا اونا مي گفتن هوارتا من مي خوندم موز بهتر است يا سيگار بعد اونا
مي گفتن البته سيگار سيگار
دفعه دست و پامومي بنده تا من بازش كنم و اينطوري با هم بازي مي كنيم
باز مريم جون بهم نقل داد
يادش بخير عجب ديروز باحال بود
هوارتا موز بهتر است يا سيگار دو دو تا هوارتا موز بهتر است يا سيگار يا هاهاهاهاها ي ي ي ي ي دو دو
تا هوارتا موز بهتر است يا سيگار البته سيگار سيگار البته سيگار سيگارررررررررررررر واي مريم جون نه بازم نقل نمي خوام
نقلاي مامانم بده
مريم جونننننننننننننننننننننننننننن ............. خر پف خر پف خر پف ...............
< شاد و پيروز باشيد >
< ديوونه اي مثل خودت > |
|
!!! یک دیوانه روانی صحبت می کند...
!!!
|
|
من یک دیوانه روانی هستم که مدتی بود از دیوانه خانه فراری شده بودم ولی آخرش باز هم این مملی دیوونهه منو به دام انداخت و من باز به دیوانه خانه مملی اومدم ولی دلم برای دیوونه خوونه قبلی تنگیده یادش بخیر چه روزایی داشتیم یادته مملی |
|
!!!
صفحه نخست
!!! |
!!!
اين ديوونه خونه مخصوص ديوانه ها مي باشد و هيچ كس ديگر حق ورود به آن را ندارد البته اگر وارد شديد ديگه نميشه كاريش كرد بمونيد و از ديوونه ها لذت ببريد هدف ما جلب رضايت شماست راستي تجمع بيجا هم مانع كسب نيست (مدير ديوونه خونه ... ممل ديوونه ) |
|
!!!
عمه ملک
!!! |
|
!!!
اردیبهشت 1387
!!! |
|
!!!
دودره شده ها
!!! |
|
!!!
مملی ديوونه
!!! |
|
!!!
یه چند دقیقه آزادی
!!! |
|
!!! آوا !!! !!! نازلی !!! !!! مرد تنها !!! !!! لطفا بخند !!! !!! منگلستان !!! !!! دایی جواد !!! !!! شنگول ها !!! !!! محمد نونوا !!! !!! بغض گرفته !!! !!! حاجیه منیره !!! !!! دار المجانین !!! !!! پرنده دیوونه !!! !!! حرف دل من !!! !!! تولدی دوباره !!! !!! دیوونه روانی !!! !!! مهر و مهتاب !!! !!! دیوونه بمونید !!! !!! فراموش شدگان !!! !!! مرتیکه غار نشین !!! !!! هر کی نبینه خره !!!!!! برای رسیدن به تو !!! !!! حاج علی غار نشین !!! !!! شلغم فروش خندان !!! !!! پای عریان جوانک ها !!!!!! حتی اگر نا امید شدی !!! !!! چایی بخور غصه نخور !!! !!! آسمو پاسم ولی عاشقونه !!!
!!!!!!!!!! عشقولانه ها !!!!!!!!!!!!! آیناز تنها !!!!!! سنگ قبر آرزو !!!!!! سامان و مهسا !!!!!! عشق (آریا و ندا ) !!!!!! صداقت یک عشق !!!!!!!!!!!!! و غیره ها !!!!!!!!!! !!! من و تو !!!!!! جواد برفک !!!!!! عشق بالیوود !!!!!! دو خط موازی !!! !!! عکسهای زیبا !!! !!! کوچولوی شیطون !!!!!! باور کن قشنگه !!!!!! اینجا قانون نداره !!!
!!!!!!!!!! جدی ها !!!!!!!!!!!!! تنهایی !!!!!! ترنم خیال !!!!!! روزهایی که میگذرند !!!
!!!!!!!!!! شعر ها !!!!!!!!!!!!! نرگس !!!!!! غزل ماه !!!!!! نغمه درد !!!!!! خودمونی !!!!!! من و شعر !!!!!! آتش تن من !!!!!! الهه مهربون !!!!!! روزهای تنهایی !!!!!! آبی ترین احساس !!!
!!!!!!!!!! موسیقی ها !!!!!!!!!!!!! نیلوفر !!!!!! سرزمین !!!!!! کرکره متال !!!!!! پارسی موزیک !!!
!!!!!!!!!! توجه توجه !!!!!!!!!!هر کدوم از دیوونه ها که میبینه تو لینکش مشکلی هست یا موضوع لینکش اشتباه شده خبر بده تا درستش کنم با تشکر !!!!!!!!!! مملی دیوونه !!!!!!!!!! |
|
!!!
دستیار اول
!!!
!!!
دستیار دوم
!!! |