![]() |
!!!!!! به ديوونه خونه عشاق خوش اومديد
!!!!!!
|
![]() |
|
!!! !!!مملی برگشت به دبوونه خونه !!!
!!!
|
|
شهراپ شبهری صداي پاي دود ·اهل تهرانم ·دهنم سرويس است ·نه که پولي دارم، نه سوادي، و نه حتي ذوقي ·مادري دارم، بدتر از مادر شمر ·دوستاني، همه از لاشخوران ·نه خدايي که در اين دود و صدا ·لاي اين ماشينها، پاي اين بُرجَکها ·روي اين داغي آسفالت، به دادم برسد ·من مسلمانم ·قبلهام خانهء همسايهمان ·جانمازم دختر همسايه، مُهرم لبِ او ·تخت سجادهء من ·من وضو با روش مُفتخوران ميگيرم ·در نمازم جريان دارد کُفر، جريان دارد شرک ·ريا از پشتِ نمازم پيداست ·همه ذراتِ نمازم مُتعفن شده است ·من نمازم را وقتي ميخوانم !!! ادامه دیوانه نویسی !!! |
|
با سلام عید همه عزیزان مبارک
یه کاری کن که عاشق موندنی نیست که حتی صبح صادق موندنی نیست در این دریـا به سمت هرکجــــــــا باشد بزن پارو که قایق موندنــــــی نیست . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . امروز می خوام صادقانه باهات دو کلمه حرف بزنم با تویی که هنوز نمی شناسمت ببخش اگه تند روی کردم و حرفی گفتمکه تو را ناراحت کرد . من نه شاعرم نه سخنگوو نه بلدم حرفهای زیبا بنویسم و بلدم حرفهای دلم را روی کاغذ بنویسم این را خودت هم می دونی. خیلی وقته ازت خبری ندارم خیلی دلم برای شنیدن حرفات لک زده شایدبگی باز شروع کردبازی با کلماتُ ولی باور کن حرف دلم را می گم . من اگه بهت گفتم عاشقتم باور کن دروغ گفتم چون محاله من به این سادگی عاشق بشم با این سابقه ای که من دارم. اگه بهت بگم تو دنیای منی باور کن باز دروغ گفته ام . چون دنیای من ویران شده است و دنیای ویرانی را برای هیچ کس هدیه نمی دهم و برای هیچ کس دنیای ویران شده آرزو نمی کنم. اگه بگم همه زندگی منی باز باور نکن چون این هم برای من محاله. چون من نمی توانم دنیای خودم را به کسی هدیه کنم این دنیا به تنهایی به من تعلق ندارد. اگه بگم واست میمیرم باز باور نکن چون تصمیم گرفته ام که تا ندانم کسی برای میمیره براش بمیرم. و هزاران اگر هایی اغراق آمیز........ ولی اگه بگم دوست دارم باور کن از ته دل گفته ام. باور کن اگر کسی هنوز میتونه تو دنیای من وارد بشه تویی و به جز تو به هیچ کسی از ته دل نگفته ام دوست دارم. پس بی انصـــــــاف لا اقل این را باور کن که از ته دل دارم اعتراف می کنم امیدوارم صداقت من پیشت ارزشی داشته باشد. اگر خوندی حتما نظرات رابنویس اینطوری راحت میشم که لا اقل حرف منو شنیدی. با تشکر از همه و بخصوص یه نفر ـــــ ( آواره دیوونه ام من ) |
|
دیوووووووووووووووووووووووووووونه ها
دیوووووووووووووووووووووووووووونه ها اینجانب یک دیوااااااااااااااااااااااانه روانی میخواد بگه که : I LoVe U DiVoONeH به قول بچه ها گفتنی: دیوووووووووووووووووووووووووووونه شو دیوووووووووووووووووووووووووونه !!! |
|
. o O ( D ) O o . o O ( I ) O o . o O ( V ) O o . o O ( N ) O o . o O ( E ) O o . o O ( H ) O o . . o O ( R ) O o . o O ( A ) O o . o O ( V ) O o . o O ( A ) O o . o O ( N ) O o . o O ( I ) O o . . o O ( D ) O o . o O ( I ) O o . o O ( V ) O o . o O ( N ) O o . o O ( E ) O o . o O ( H ) O o . . o O ( R ) O o . o O ( A ) O o . o O ( V ) O o . o O ( A ) O o . o O ( N ) O o . o O ( I ) O o . . o O ( D ) O o . o O ( I ) O o . o O ( V ) O o . o O ( N ) O o . o O ( E ) O o . o O ( H ) O o . . o O ( R ) O o . o O ( A ) O o . o O ( V ) O o . o O ( A ) O o . o O ( N ) O o . o O ( I ) O o . |
|
!!! به لهجه خودم
!!!
|
|
سلام به همه دوستاي خوبم ديگه كم كم داريم به عيد سعيد قربان نزديك ميشيم واسه همين با اينكه خيلي گرفتار بودم اما حيفم اومد نيامو اين عيد رو بهتون تبريك نگم .از طرف همه بروبچ ديوونه خونه فرارسيدن عيد قربان رو بهتون تبريك ميگم ....
مولا علي (ع) ميگه: عيد واقعي روزي هستش كه در اون روز مرتكب گناه نشيم اميدوارم همه روزاي زندگي ما به گفته مولامون عيد واقعي باشه و هميشه در حال شادي و سرور باشيم امشب يه حال ديگه دارم اصلا دستم به درس و كتاب نميره . خيلي دوست داشتم بين اون كسايي باشم كه الان دارن تومكه تو شهر عشق دعا ميخونن و اشك ميريزن .بين اون كسايي كه دارن پاك پاك ميشن كسايي كه دارن قلبشونو جلا ميدن كسايي كه تو صحراي عرفات ميرن و يه دل سير اشك ميريزنو دعا ميخونن و به اصطلاح خودموني حال ميكنن اونم عجب حالي ....كسايي كه همراه امام زمان دعا ميخونن
كاش منم اونجا بودم .كاش بودم ... و ای كاش بودم . .اما اونجا فقط جاي خوباست حتما من بدم كه نتونستم برم و اونجا باشم .آخه همه خوبا ميرن اونجا. واسه مني كه بدم جايي نيست اما نا اميد نيستم چون اينقده بهم لطف داشته كه هر چي خواستم بهم داده جز يه چيز كه اونم زیارت خونه ش هتسش .اينقده ميام وميرم كه بهم این یکی روهم بده در ميزنم در خونش. از همينجا .ميشينم زار زار گريه ميكنم تا درو روم باز كنه نميدونم دارم چي تايپ ميكنم فقط ميدونم انگشتام تند تند داره رو كليد ها ضربه ميزنه و اشكام چيكه چيكه ميريزه رو صفحه كليد امشب شدم ديونه ديوونه. شدم مثل اون بچه اي كه مامانشو تو بازار گم كرده داره هاي هاي گريه ميكنه تا مامانش از بين جمعيت بياد دستشو بگيره و با خودش ببره واستش قاقا ليلي بخره. بعدش ببرتش پارك باهاش بازي كنه تا سير سير محبت بشه تا ديگه عقده اي تو دلش نمونه امشب ميخوام تا خود صبح خدا خدا خدا كنم . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و فردا عيد قربان است ، عيد اضحی ... فردا روزی بود که ابراهيم قربانی عظيمی را به مسلخ عشق برد تا به معشوق نشان دهد که عاشق است ، قربانی ابراهيم پاره ای از تن خويش بود ، تنها جگرگوشه اش که پس از سالها به او هديه داده شده بود را اکنون می بايد که ذبح ميکرد ، و چه سخت است تصميم گرفتن در اين شرايط ، اگر ما بوديم و معشوقی که هميشه دم از عشق او ميزديم به ما امر ميکرد که برای اثبات عشقمان عزيزترين چيز زندگيمان را فدا کنيم آيا چنين کاری ميکرديم؟ ، چه رسد به اينکه اين عزيزترين چيزت فرزندت و پاره تنت باشد ... آری فرداست که بايد ما نيز قربانی ای به درگاه معشوق تقديم کنيم ، ولی چه هديه ای را ميتوان به نزد معشوق برد که از ما قبول کند برای قربان کردن ، من که دستم خاليست و چيزی بجز دلم ندارم که قابل باشد ، هر چند که اين هديه ناقابل نيز از جانب هموست و از جنس روح او که در کالبد من دميده است آنرا ، ولی ديگر چيزی باارزشتر از اين هديه برای او ندارم ، دلم را ميگيرم به روی دست و بالا میبرم روی انگشتان پایم بلند میشوم تا دستم به آسمان برسدو قبولش کند تا که آنرا ذبح کند ، تا اميال شيطانی مرا قربانی کند و سرشت نيک انسانی در من بدمد وان را جايگزين کند ، سرشتی که سرشار باشد از عشق و محبت به خدا و انسانها ، سرشتی که دغدغه ی عشق مقدس و خدا ، دغدغه ی ياری به انسانها و دردمندان و همه و همه داشته باشد ... آيا برای قربانی شدن دلم آماده است يا نه؟ ، میروم به سراغش مثل ابراهیم که سراغ پسرش رفت و نظر ورا خواست و پسرش هم با کمال میل و رغبت پذیرف .آری دل من هم قبول کرده است که ضبح شود امروز که با معشوق در صحبت بودم به من قول داد که هديه ام را قبول نمايد ، ديگر نميدانم که تا فردا چه پيش خواهد آمد ، با اميد امشب را به سحر خواهم رسانيد ، همان اميدی که با آن ديشب را به سحر رسانيدم و اميدم به ياس نگراييد ، اميد به معشوقی بزرگ و مهربان که کسی را از درگهش نميراند ، و زير لب زمزمه ميکنم : هر ناز که بفروشی ، من مشتری نقدم .. جانا سر من بستان اينک تو به بيعانه . . . از منزل کفر تا به دين يک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است <خیام > ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مي خواستم به لهجه خودم برات بنويسم. مي خواستم ازپايين به اون با لاها تا هر جا كه نگام پرواز كنه خيره شم و بگم:((نمي بينمت اما دوستت دارم )) ميخواستم حر فها ي دلم رو بگم حرف هاي خودموني. حرفايي كه غير ازتو هيچ كس نشنوه ميخوام حرفامو جايي بگم كه فقط خودم باشي و خودت دلم ميخواد قلبم رو كف دستم بذارم و اونقد به طرف آسمان بگيرم و اونقد روي انگشتاي پام بلند شم كه قبو لش كني مال تو باشه .باور نمي كني؟نمي خواي قلب منو باور كني ؟مي خواي بخندي و بگي((كدوم عشق؟)). جار بزنم تا باور كني ؟ دوست داشتنم رو هورا كنم ؟ روي پيشونيم بنويسم كه عا شقت هستم ؟ ببخش ببخش كه نمي تونم برات شعر بگم يا نمي تونم خوبي هاي بزرگ و پر آوازه داشته با شم .ببخش كه هنوز گاهي فقط گاهي –دروغاي كودكانه مي گم يا شيطو ني ها ي كوچيكم ناراحتت مي كنه. ببخش كه من عاشقم اما برات زياد اشگ نمي ريزم يا حرفاي عاشقانه نميدونم و نميتونم بگم .ببخش كه بعضي وقتا خيلي بد ميشم .ببخش اگه نميتونم خيلي خوب باشم .ببخش كه كتاباي زيادي از تو نخوندم يا راز عرفا ن و معني عاشق رو نمي فهمم . ...باز مي گي ((كدو م عاشق؟ )) اما من لا به لا ي همين جمله هاي پرا كنده با تو حرف زدم. نوشتم تا خودمو پيدا كنم و اين يعني دلم مي خواد كمي بيشتر از ديروز به تو نزديك شم . من بين همه اين واژه هاي گره خورده به هم دنبال ((تو))مي گشتم........تويي كه سرآغاز هرپاياني.تويي كه خوبيو آفريننده خوبي. الهي اگر مجرمم مسلمانم و اگر بد كردم پشيمانم الهي بيزارم از آن طاعتي كه مرا به عجب آورد و بنده آن معصيتم كه مرا به عذر آورد الهي چون دانستم نتوانستم و چون توانستم ندانستم الهي اگر يكبار بگويي بنده من از عرش بگذرد خنده من الهي اگر كاسني تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله بد است از دوستان است الهي اگر چه شب فراغ تاريك است اما دل خوش دارم كه صبح وصال نزديك است بگو كه نخوانده مي داني راز قلم جوان ما را .بسم الله...... ........ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلم براي كسي تنگ است
نماز عید از همتون التماس دعا دارم عید به همتون خوش بگذره فداي همتون ( دیوانه با کلاس )
|
|
!!! آره منم اون دیوونه
!!!
|
|
باسلام خدمت همه دوستان با تشکر از مدیریت این وبلاگ و بخصوص دوست عزیزم که بنده را به عنوان عضو کوچکی از دیوونه خونه پذیرفتید خیلی خوشحالم و امیدوارم که بتوانم با مطالب خود جهت هر چه بهتر شدن این وبلاگ کمکی را به دوستان عزیز کرده باشم. (با تشکر از دوست مهربون
گرچه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر باز کن ساقی مجلس پی مینای دگر امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم شاید ای دل نرسیدیم به فردای دگر مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر
آره این منم یه دیوونه...........دیوونه ای آواره ام مجنون زنجیری منم..............اما هنوز پروانه ام اونا می گن عقلم کمه..........سنگ می زنن منو همه قلبم مث یه آسمون.............جا داره واسه همه آره منم اون دیوونه...............اون که نداره یک خونه مال و منایی ندارم...............اما لبام که خندونه آرخ منم اون دیوونه..............آره منم اون دیوونه بچه ها سنگم می زنن........بزرگا خندم می کنن می گن که اومد دیوونه.......تا همه را بخندونه هلم می دن به زور تو آب.....می دن منو صد تا عذاب پا روی سینم می ذارن........می گن بخواب تو این آبا توی دلم می گم خدا...........ببخششون از این کارا بذار بخندن خوش باشن......قربون لطفت ای خدا آره منم اون دیوونه ..............آره منم اون دیوونه امیدوارم که پسندیده باشین . مطالب بعدی از این خیلی بهتر خواهد بود خوش باشین ( آواره دیوونه ام من ) |
|
سلام برو بچ
یه خبر که هم می تونه خوب باشه هم بد البته امروز فقط اومدم این خبر رو بدم و برم دور از دیوونگی
آقا مدیر محترم دیوونه خونه جناب آقا مملی دیوونه ی گل
مسافرت خوبی این خبر اینه که آقا آزادی هر کاری می خواهید می توانید انجام دهید
مملی نیست
( آخر پاچه خواریه ها
ولی دعا کنید زود تر بیاد من مثل مملی بلد نیستم اینجا رو اداره کنم .
خوب دیگه اطلاع رسانی انجام شد فقط هر کی این جملات رو می خونه دعا کنه تا زود تر ۲ هفته
تموم شه .منم با اجازه برم زیادی ادای عاقلا رو در آوردم .
( دیونه ای مثل خودت ) |
|
سلام سلام صد تا سلام سلام به بروبچ سلام به ديوونه ها و شايدم سلام به عاقلا و يه سلام مخصوص براي ديوونه هاي
عاشق آقا مي دونم ديره براي تبريك سال نو ميلادي ولي خوب اينم يكي از خصوصيات ديوونه
هاست كه هميشه يكي دو پله عقب باشن آقا بگذريم ( نه از رو جوبا از اين حرفاي الكي
من اگه دارين مي گين باز اين ديوونه اومد ما رو هم ديوونه كنه بلند نگين آخه زيادي ذوق مي كنم
وتو نظرات بنويسين راستي اين عكس مي دونيد مال كيه؟
بابا اي ول كيه ندونه اين عكس جد مادري بابا نوئله . ميگم اين برره هم واسه ما معذلي شده ها ديگه آدم برفيهام مي شن كيوون . تصور كن مي خواي
بري زيره برف هاي زمستوني يه قدم بزني يكي بياد وگو پول زور وده ( خدايي چه حالي بهت
دست مي ده ؟ ها ها ها ....)
آي چه حالي مي ده وقتي مي خواي كادو سال نو بگيري
جو گيرم ببخشيد
البته تازگيها مدلهاي كوچكتر و جم و جور تر اين كادو زيبا كه در بالا مشاهده مي كنيد آمده كه كافيه
يه سر تا سر كوچه بزنيد و براش يه 2 تا باتري قلمي سوني بگيريد اونوقت تا آخر شب مي تونيد
قام قام كنيد راستي الان كه همه حتي ني ني هام با ماشينو سه چرخه اين ور اونور مي رن بابا نوئل بازم با سورتمه
كادو مي ياره عجب قديمي فكره اين بابا نوئل البته ما تو شهرمون يه بابا نوئل داريم كه خيلي با
كلاسه مثل بچه سوسولاي شمرون مي گين نه؟ خوب بگين نه به من چه !!!
آي خدا ببين اين سوال يه مدته داره خلم مي كنه ديونه كه هستم خلم بشم يا خدا !!!!!!!!!!! اين گوزنهاي سورتمه بابا نوئلم عاشق مي شن؟؟؟ يعني مي شه اونام مثل بعضي از پسرا تا يه خانم
گوزن رو مي بينن جو بگيره و بخوان خودشونو نشون بدن ؟؟؟ !!!!
بيچاره بابا نوئل پدر عشق بسوزه كه بخاطرش بابا نوئل بايد سوت بشه تو برفا !!!! ديگه بسه فكر كنم الان كه داري اينا رو مي خوني هي مي گي عجب ديوونه اي هستم كه اومدم
اينجا . ولي خبر نداري بهترين حال و الان داري ديوونه باش حالشو ببر . دور از اين همه حرفا سال نو ميلادي بر همه ي ديوانگان مبارك و ..............( نمي گم خودتون
عكسشو ببينيد !!!!)
(ديوونه اي مثل خودت)
|
|
سلام سلام من امدم خوش امدم
لذت ديوانگى
تو مشغول زندگى خودت هستى، درس و كار و عبادتت. سر و كله زدن با آدمها و مشكلات. خدا هم در گوشه زندگى، جايگاه كم رنگ خود را دارد. زمانى كه همه درها بسته شد، ياد او مي افتى و سراغش را مي گيرى. اما گاهى كه وقت مى كنى و سرگذشت انسان عارفى را مي خوانى، قند در دلت آب مى شود. حلاوت حال و آرامش شان، هوايى ات مي كند و گاهى بيشتر از آن، تصرفات و كراماتشان؛ كه كاش من هم چنين قدرتهايى داشتم و فلان مشكل را حل مى كردم! فلان مريض را كه خيلى نگرانش هستم، شفا مى دادم. فلان بدبخت بيچاره را چاره ساز مى شدم .... راستى آن وقتهايى كه در اوج كدورت و غفلت و گناه، كمى به خودمان مى آييم و يادى از آن سوى آسمان مى كنيم، دلمان براى اين كارها مي تپد؟ و يا دلتنگ خود خدا مى شويم؟ و چقدر دنيايمان كوچك است و خدايمان غريب!
باتشکر از دوستانم که من رو در جمع زیبا و دلنشینشون پذیرفتن ( دیونتم دیوونه)
|
|
نامه عاشقانه پسري عرب به يک دختر ايراني يا ایـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســی انـا امیـدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد . و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـی لاملال لنا سوای فراقــک , کـــه ان هم انشــــــا الله تعالی فی همـــين ايام ديدارنا و مرادنا حاصلوننـا .باری يا ايها العزيز انا فــی آتش العـشق کمثـل الماهيتابه میـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. فی کـــل شبها که انا ســرم را علی المتــــــــکا ميگذارم , اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه جاريه" علی البـــستر و آه سوزاننی بســـــــــــــــوی آسـمان صعودن ! الهی انا قربـــــــــان انت بروم . انا قسم ميخورم بجاننی و بجانک که فی کـــل شبها ابدا" خواب فـــــــــــی چشماننا لا داخـــــلون و اغـــلب الی صبح بیــــدارون و گریـــــه زارون فی هجرک . انا قربان چــــشم و ابرويت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــير فدای بدن ابيضت بشود ! بـخدا رنگم من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گرديده . " آه ... آه ياويلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بيادکم يوقوقو ! يعنـــی وق وق ! میـکنم و هرچه نامه جات لعاشقانه بسوی انت ارسالون هيچ لاجـــوابون گويا انا را آدم لا حسابون !!! " به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است قلبنا فی فراقک مـــجروح و لباب قلبنا بروی انت مفتوح ! انا نميدانم که چرا از من فرارون ! در صورتی کـــــــه انا من العشـقک بيقرارون گويا لارحم فی قلبک !!! انــــــــــــــا هستم واحد جوان الباسواد و صاحب المعلومات الکثيره . بــا تــــــــــمام اين احوال حاضرم حلقه العبوديت و الچاکری ترا فی الگوشم آويزاننا! ارحـــــم .... ارحم ! يعنی رحم کن نگذار مٍن(men) جفائک خودم را با اربـــع نـخود ترياک يقتلون !!! انا دیـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـی خداوند به قدر مثقال ذره وفا فی وجودک لا آفريده !!! انــــــــــــــا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" فی هر هفته واحد نامة العاشقانة بـرای انـت مينويسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا يرسون آنــقدر اشکنا مـــن الچشمنا سرازیرون تا جـــــــــــان آفرين تسليمون !!! آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون الجوان الضعيف الخفيف الکثيف |
|
سلام قلم بتراشم از هر استخوانم مرکب گیرم از خون رگانم بگیرم کاغذی از پرده دل نویسم بهر یار مهربانم خوشحالم از اينكه براي يه وبلاگ خوب و عالي مثل ديوونه خونه مطلب مينويسم و تشكر ميكنم از مديريت وبلاگ كه من رو به عنوان عضو كوچكي در خانواده ديوونه ها پذيرفتند >>>>از همتون ممنونم <<<< اميدارم بتونم مطالبي در خور اين وبلاگ ارايه كنم ((مُردم بس لفظ قلم حرف زدم )) خلاصه از امروز منم يكي از ديوونه هام ............
اگه ديوونه نديده اي به ما ميگن ديوونه
اگه ديوونه شنيده اي به ما ميگن ديوونه منم يه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم كرد ز شهر عقل و عاقلا يكباره بيرونم كرد به جرم عشق و عاشقي به ما ميگن ديوونه بذار ملامت بكنن يه خوب و بد ميمونه
عقل از سر من پريده و ديوونگي جا گرفته حرف اگه داري با خدا بزن عقلمو خدا گرفته هر كي عاقله غمي داره روزگار در همي داره عاشق نشدي نميدوني ديوونگي عالمي داره
<<<به خدا عالمي داره فارغ از هر غم و غصه >>>
روزي روزگاري دو فرشته کوچک در سفر بودند . يک شب به منزل فردي ثروتمند رسيدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپري کنند . آن خانواده بسيار بي ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق ميهمانان شب را سپري کنند و در عوض آنها را به زيرزمين سرد و تاريکي منتقل کردند . آن دو فرشته کوچک همانطور که مشغول آماده کردن جاي خود بودند ناگهان فرشته بزرگتر چشمش به سوراخي در درون ديوار افتاد و سريعا به سمت سوراخ رفت و آنرا تعمير و درست کرد. فرشته کوچکتر پرسيد : چرا سوراخ ديوار را تعمير کردي . فرشته بزرگتر پاسخ داد : هميشه چيزهايي را که مي بينيم آنچه نيست که به نظر مي آيد . فرشته کوچکتر از اين سخن سر در نياورد . فردا صبح آن دو فرشته به راه خود ادامه دادند تا شب به نزديکي يک کلبه متعلق به يک زوج کشاورز رسيدند . و از صاحبخانه خواستند تا اجازه دهند شب را آنجا سپري کنند. زن و مرد کشاورز که سني از آنها گذشته بود با مهرباني کامل جواب مثبت دادند و پس از پذيرايي اجازه دادند تا آن دو فرشته در اتاق آنها و روي تخت انها بخوابند و خودشان روي زمين سرد خوابيدند . صبح هنگام فرشته کوچک با صداي گريه مرد و زن کشاورز از خواب بيدار شد و ديد آندو غرق در گريه مي باشند . جلوتر رفت و ديد تنها گاو شيرده آن زوج که محل درآمد آنها نيز بود در روي زمين افتاده و مرده . فرشته کوچک برآشفت و به فرشته بزرگتر فرياد زد : چرا اجازه دادي چنين اتفاقي بيفتد . تو به خانواده اول که همه چيز داشتند کمک کردي و ديوار سوراخ آنها را تعمير کردي ولي اين خانواده که غير از اين گاو چيز ديگري نداشتند کمک نکردي و اجازه دادي اين گاو بميرد. فرشته بزرگتر به آرامي و نرمي پاسخ داد : چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيد. فرشته کوچک فرياد زد : يعني چه من نمي فهمم. فرشته بزرگ گفت : هنگامي که در زير زمين منزل آن مرد ثروتمند اقامت داشتيم ديدم که در سوراخ آن ديوار گنچي وجود دارد و چون ديدم که آن مرد به ديگران کمک نمي کند و از آنجه دارد در راه کمک استفاده نمي کند پس سوراخ ديوار را ترميم و تعمير کردم تا آنها گنج را پيدا نکنند . ديشب که در اتاق خواب اين زوج خوابيده بودم فرشته مرگ آمد و قصد گرفتن جان زن کشاورز را داشت و من بجاي زن گاو را پيشنهاد و قرباني کردم . چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيند . *دوستان من : بعضي وقتها چيزهايي اتفاق مي افته که دقيقا بر عکس انتظار و خواست ماست، اگر انصاف داريد به اتفاقاتي که مي افتد بايد اعتماد داشته باشيد . شايد که به وقت و زمانش متوجه دلايل آن اتفاقات شويد. آدمهايي به زندگي شما وارد مي شوند و به سرعت مي روند دوستاني پيدا مي شوند و مدتها باقي مي مانند و رد پايي زيبا در درون قلب ما باقي مي گذارند و ما خود اين کار را براي ديگران انجام نمي دهيم چون دوست خود را يافته ايم، ديگري اين کار را براي ما انجام داده. ديروز يک خاطره است ، فردا يک راز است و امروز يک هديه است . به همين دليل است که ما آنرا به زبان انگليسي Presentيا هديه مي ناميم . اين متن را براي همه بفرستيد تا اين دو فرشته به سراغ همه بروند. اين دو فرشته نگهبان شما و دوستان شما هستند. شايد خيلي وقتها کساني منتظر چنين متني از جانب شما هستند . يک ارزو کنيد و آنرا ارسال نماييد اگر خواستيد اسم من را هم در انتهاي آن قرار دهيد وگرنه مي توانيد اسم خود را جاي اسم من قراردهيد. به اميد خدا آرزوي شما برآورده مي شود .. آرزومند آرزوهای قشنگ همگی شما عزیزان ((دیوونه با کلاس)) |
|
سلام برو بچ
خيلي وقته ديگه اون آقا مهربونه كه تو ديدني ها بود با خود برنامه ي ديدني ها
از خاطره ها رفته يادش بخير
بيننده هاي پرو پا قرصش به حساب مي يومدم آخ چه عالمي داشت اون دوران
قبل ديونگي همه به حرفام گوش مي كردن بعضي وقتام كه يك پيشنهاد مي دادم
با استقبال گرم پذيرفته مي شد ولي الان چي تا مي خوام حرف بزنم مي گن باز
اين ديونه اومد و شروع كرد ( دقيقا حرفي كه الان خودت تو دلت زدي
كنم ديگه كمال هم نشين بود با دوسته ناباب البته يه تاثير كوچولو هم از آهنگ
منصور گرفتم ( ديونه غم نداره هيچ چيزي كم نداره ، ديونگي عالمي داره ولي
منصور دروغ مي گه يه چيز كم داره اونم عقله كه البته اگه نداشته باشه كه ديونه
نيست
حرف اصليم انحراف پيدا كردم شما ببخشيد ديونه ها همينطوري هستن ديگه داشتم مي گفتم اون آقا كه اسمش يادم نيست و به اسم ديدني ها معروف شده
بود هميشه تو برنامه هاش از اتفاقايي كه برا بچه كوچولوها ( همون نيني
گولوها
ديونه خونم ديدني ها اميد وارم بتونم بخندنمتون
همه ي ما بزرگترا چه ديونه چه غير ديونه از كفشها مخصوصا كتوني فراري
هستيم چون هميشه يه بوي .........(نگم بهتره )
نداريم و الان موندم اين بچه اصلا حس بويايي داره يا نه؟
اين بچه يا زياد خراب كاري مي كنه كه مامانش ديگه از شستن لباساش و بدم
خودش خسته شده يه سره انداختتش تو ماشين رختشويي يا مي خواسته حس
معلق بودن در فضا رو تجربه كنه!!!!!
آقا شرمنده نمي دونم چي بگم سكوت كنم بهتره
اين بيچارم يا ديواراي خونشون رنگ روغني نيست يا مامانش واسش دفتر
نقاشي نمي خره
خوب فعلا فكر كنم بس باشه همشو الان بزارم مي ترسم موضوع كم بيارم نه
اينكه ديونم دير به دير موضوع به فكرم مي رسه
ادامه دارد ...........
موفق و پيروز باشيد |
|
حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين ... اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !
|
|
سلام دوستان
امروز مدير ديونه خونه خبر داده كه يك بازرس مي خواد بياد از ديونه ها تست بگيره
هركي جواب سوال رو بده حكم ديونه نبودنشو مي دن دستش
بگم اينه كه اين بازرس خودش يه مدت با من هم اتاقي بوده
به همين طريق يعني با تست يه بازرس ديگه كه اتفاقا قبل از هم اتاقي با من باهاش هم
اتاق بود از ديونه خونه رفت بيرون حالا بگزريم زياد توضيح بدم ديونه هستيد ديونه تر ميشين
خاطرش درم اينجا از خودم چرت و پرت در مي كنم
فهميديد با من هم اتاقي بوده تست رو گرفتم ( آي پارتي بازي حال مي ده
چون خودشم خل و چل هست جوابشو بلد نبود
مي گم بريد روش فكر كنيد شايد با پارتي بازي از اين لقب ديونه نجات پيدا كنيد بلبل اين باغم و اين باغ گلزار من است مرغ آتش بارم و آتش پروبال من است استخوانم نقره و اندر جگر دارم طلا هر كه اين معني بداند پير استاد من است
خوب حالا منتظر جوابتون هستم در نظراتتون جواب رو بگيد البته خودم اگه جواب رو
پيدا كردم در مطلب بعدي حتما بهتون تقلب مي رسونم
|
|
افراد مختلف چگونه فيل را شکار می کنند! رياضيدان ها مهندسان نرم افزار کامپیوتر اقتصاد دان ها سياستمداران ليبرال سياستمداران دموکرات سياستمداران ديکتاتور سياستمداران آمريکايی برخی ديگر از سياستمداران روانشناسان وکلای حقوق معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه مامورين کنترل کيفيت ديوونه های اين ديوونه خونه ما با فيلها کاری نداريم ما ديوونه هارو از اقصي نقاط دنيا شکار ميکنيم و به اين ديوونه خونه مياريم تا شما از ديدن اونها کمال استفادرو ببريد چون اصولا و اصلا شکار فيلها به نظر ما بدون بی دليل است .
|
|
!!! !!! مطلب شانزدهم : عاشقي !!!
!!!
|
|
عاشــــقي شرح غريبي من است شرح درد و خود فريبي من است شرح بي ساماني و درد من است قصه ي روح جهانگرد من است خويش را از خويش بايد پاك كرد هر چه از خاك است بايد خاك كرد عاشقي هم وقت دارد مثل خواب لحظه هاي گرم، شيرين، خوب، ناب در مسير عاشقي غم نيز هست همسفر بــا عشق ماتم نـــيز هست در مسير عاشقي دل نرم باش اهل يك جـــغرافــــياي گرم باش لمس كــن گلبرگهاي ياس را چيزهايــــي مثل يك احـســاس را
اگر از حال من مي خواهيد : تمام غربت هاي بيابان شاهدند كه صاحب
خسته ترين و خارترين پاهاست و مجنون حقيرترين تعبير من است
|
|
!!!
صفحه نخست
!!! |
!!!
اين ديوونه خونه مخصوص ديوانه ها مي باشد و هيچ كس ديگر حق ورود به آن را ندارد البته اگر وارد شديد ديگه نميشه كاريش كرد بمونيد و از ديوونه ها لذت ببريد هدف ما جلب رضايت شماست راستي تجمع بيجا هم مانع كسب نيست (مدير ديوونه خونه ... ممل ديوونه ) |
|
!!!
عمه ملک
!!! |
|
!!!
اردیبهشت 1387
!!! |
|
!!!
دودره شده ها
!!! |
|
!!!
مملی ديوونه
!!! |
|
!!!
یه چند دقیقه آزادی
!!! |
|
!!! آوا !!! !!! نازلی !!! !!! مرد تنها !!! !!! لطفا بخند !!! !!! منگلستان !!! !!! دایی جواد !!! !!! شنگول ها !!! !!! محمد نونوا !!! !!! بغض گرفته !!! !!! حاجیه منیره !!! !!! دار المجانین !!! !!! پرنده دیوونه !!! !!! حرف دل من !!! !!! تولدی دوباره !!! !!! دیوونه روانی !!! !!! مهر و مهتاب !!! !!! دیوونه بمونید !!! !!! فراموش شدگان !!! !!! مرتیکه غار نشین !!! !!! هر کی نبینه خره !!!!!! برای رسیدن به تو !!! !!! حاج علی غار نشین !!! !!! شلغم فروش خندان !!! !!! پای عریان جوانک ها !!!!!! حتی اگر نا امید شدی !!! !!! چایی بخور غصه نخور !!! !!! آسمو پاسم ولی عاشقونه !!!
!!!!!!!!!! عشقولانه ها !!!!!!!!!!!!! آیناز تنها !!!!!! سنگ قبر آرزو !!!!!! سامان و مهسا !!!!!! عشق (آریا و ندا ) !!!!!! صداقت یک عشق !!!!!!!!!!!!! و غیره ها !!!!!!!!!! !!! من و تو !!!!!! جواد برفک !!!!!! عشق بالیوود !!!!!! دو خط موازی !!! !!! عکسهای زیبا !!! !!! کوچولوی شیطون !!!!!! باور کن قشنگه !!!!!! اینجا قانون نداره !!!
!!!!!!!!!! جدی ها !!!!!!!!!!!!! تنهایی !!!!!! ترنم خیال !!!!!! روزهایی که میگذرند !!!
!!!!!!!!!! شعر ها !!!!!!!!!!!!! نرگس !!!!!! غزل ماه !!!!!! نغمه درد !!!!!! خودمونی !!!!!! من و شعر !!!!!! آتش تن من !!!!!! الهه مهربون !!!!!! روزهای تنهایی !!!!!! آبی ترین احساس !!!
!!!!!!!!!! موسیقی ها !!!!!!!!!!!!! نیلوفر !!!!!! سرزمین !!!!!! کرکره متال !!!!!! پارسی موزیک !!!
!!!!!!!!!! توجه توجه !!!!!!!!!!هر کدوم از دیوونه ها که میبینه تو لینکش مشکلی هست یا موضوع لینکش اشتباه شده خبر بده تا درستش کنم با تشکر !!!!!!!!!! مملی دیوونه !!!!!!!!!! |
|
!!!
دستیار اول
!!!
!!!
دستیار دوم
!!! |